پرتوافشانى و درخشش شخصيّت او و فرزندانش و فزونى يافتن مِهر آنان و انتشار و فراوانى ياد آنان و روشنى نيرومندى استدلال آنان و ظهور برترى آنان و بالا رفتن اعتبار آنان و عظمت يافتن جايگاه آنان را اراده كرده بود ، به گونهاى كه آنان به سبب اهانتهاى امويان ، عزيز شدند و با به فراموشى سپرده شدن يادشان ، زنده شدند و . . .
سرانجام ، همهء بدىهايى كه بدخواهان در حقّ على عليه السلام و فرزندانش اراده كرده بودند ، به خير مبدّل گشت .
در نتيجه ، از فضايل ، ويژگىها ، مزايا و سوابق على عليه السلام ، آن قدر به ما رسيده است كه پيشتازان ، بر او در اين خصوصْ پيشى نگرفته و ارادهكنندگان ، همپاى او نشده و جويندگان ، به او نرسيدهاند و اگر آن فضايل ، در شهرت ، همپاى « قبلهء معيّن » نگشته بود و در فراوانى ، چون « سنّت محفوظ » نبود ، با توجّه به شرايطى كه توصيف كرديم ، از پسِ روزگارى بِدين بلندى ، يك حرف هم از آن همه فضايل به دست ما نمىرسيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة : ج 13 ص 219 .