تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
سال تمام ، شير دهند » « 1 » . بنابر اين ، باردارى و شيردهى ، سى ماه است [ كه اگر دوسال شيردهى از آن كسر گردد ، شش ماه مىماند كه كم‌ترين مدّت حمل است ] » . عمر گفت : اگر على نبود ، عمر ، نابود مىگشت . و زن را رها كرد و فرزند را به پدرش ملحق نمود . « 2 »

ه - دو مردى كه براى بردن مال زنى نيرنگ كرده بودند

837 . الكافى - به نقل از زادان - : دو مرد ، امانتى را پيش زنى گذاشتند و به وى گفتند : اين را به‌هيچ يك از ما برنگردان ، مگر آن كه هردو با هم نزدت بياييم . آن گاه ، هردو رفتندودور شدند . پس از مدّتى يكى از آن دو نزد زن آمد و گفت : امانت مرا بده ؛ چون دوستم مُرده‌است . زن ، خوددارى كرد تا آن كه مَرد ، چند بار مراجعه كرد و زن ، امانت را به او داد . سپس مرد ديگر آمد و گفت : امانتم را بده . زن گفت : دوستت آن را گرفت و گفت : تو مرده‌اى ! آن دو ، براى داورى نزد عمر برفتند . عمر به زن گفت : نظر من اين است كه توضامنى . زن گفت : على عليه السلام را بين من و او داور قرار بده . عمر [ به على عليه السلام ] گفت : بين آن دو داورى كن . على عليه السلام [ خطاب به آن مرد ] فرمود : « اين امانت ، پيش من است و شما دو نفر به زنْ دستور داديد كه امانت را به يكى از شما دو نفر برنگرداند ، مگر آن كه هر دو نزد او بياييد . پس [ برو و ] دوستت را نزد من بياور » . در نتيجه ، زن را ضامن نشمرد و فرمود : « اين دو ، قصد داشتند اموال زن را چپاول كنند » . « 3 »
هامش
( 1 ) . بقره : آيهء 233 . ( 2 ) . المناقب ، ابن شهر آشوب : ج 2 ص 365 . ( 3 ) . الكافى : ج 7 ص 428 ح 12 .