تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤

و - مردى كه يك چشمش ضربه ديده بود

838 . الكافى - به نقل از حسن بن كثير ، از پدرش - : چشم مردى ضربه ديد ؛ ولى ظاهراً سالم‌بود . امير مؤمنان ، دستور داد چشم سالم او را بستند . آن گاه ، مردى تخم‌مرغ به‌دست را در برابر وى قرار داد كه مىگفت : آيا تخم‌مرغ را مىبينى ؟ و هر گاه [ كه‌مرد ] مىگفت : « آرى » ، شخصِ تخم‌مرغ به دست ، اندكى عقب مىرفت ، تا آن‌كه‌از ديدن آن ، ناتوان گشت . آن مكان را علامت گذاشتند . آن گاه ، چشم ضربه‌خورده‌اش را بستند . فردِ تخم‌مرغ به دست ، كم كم از او دورمىشد و وى با چشم سالمش به آن نگاه مىكرد تا آن كه [ تخم‌مرغ ] از ديدش پنهان شد . بين آن دو مكان را اندازه گرفتند و بر اساس آن ( نسبت ديدِ چشم ناقص به‌سالم ) ، به وى غرامت پرداخته شد . « 1 »

ز - دو مردى كه بر سر هشت درهم اختلاف داشتند

839 . الكافى - به نقل از ابن ابى ليلى - : امير مؤمنان ، ميان دو نفر كه در سفرى همراه هم بودند ، داورى كرد . [ داستان ، چنين بود : ] هنگامى كه آن دو خواستند صبحانه بخورند ، يكى ، پنج قرص نان و ديگرى سه قرص نان از توشه‌اش بيرون آورْد . رهگذرى بر آنان گذر كرد و آن دو ، وى را به غذا دعوت كردند . وى [ نيز ] با آن دو غذا خورد و چيزى از غذا نمانْد . هنگامى كه از هم جدا مىشدند ، رهگذر ، به پاداش آنچه از غذاى آن دو خورده بود ، به آن دو ، هشت درهم داد . آن كه صاحب سه قرص نان بود ، به دارندهء پنج قرص نان گفت : پول را بين خودمان به صورت نصفْ نصف ، تقسيم كن . دارندهء پنج قرص نان گفت : نه ! بلكه هر كدام از ما ، به مقدارى كه نان از توشه‌اش بيرون آورده ، برمىدارد .
هامش
( 1 ) . الكافى : ج 7 ص 323 ح 6 .