تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
بخل من للَّه ، عطا للَّه‌و بس * جمله للَّه‌ام ، نِيَم من آنِ كس و آنچه للَّه‌مىكنم ، تقليد نيست * نيست تخييل و گمان ، جز ديدنى است ز اجتهاد و از تحرّى رَسته‌ام * آستين بر دامن حق بسته‌ام گر همى پرّم ، همى بينم مَطار * ور همى گردم ، همى بينم مدار ور كشم بارى ، بدانم تا كجا * ماهم و خورشيد ، پيشم پيشوا
بيش از اين با خلق گفتن ، روى نيست * بحر را گنجايى اندر جوى نيست . « 1 »

ح - سعدى شيرازى ( قرن هفتم )

704 . شيخ اجل سعدى شيرازى مىگويد :
كس را چه زور و زَهره كه وصف على كند ؟ * جبّار در مناقب او گفت : « هل أتى » زور آزماى قلعهء خيبر كه بند او * در يكدگر شكست به بازوى « لا فتى » مردى كه در مَصاف ، زِرِه ، پيش بسته بود * تا پيش دشمنان نكند پشت بر غزا شير خدا و صَفدر ميدان و بحر جود * جانبخش در نماز و جهان سوز در وغا ديباچهء مروّت و ديوان معرفت * لشكركش فتوّت و سردار اتقيا فردا كه هر كسى به شفيعى زنند دست * ماييم و دست و دامن معصوم مرتضى . « 2 »
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ( نسخه نيكلسون ، نشر پوريا ، 1373 ش ، اوّل ) : ج 3 ، دفتر ششم ، ص 535 . ( 2 ) . كليات سعدى ( تصحيح : محمّد على فروغى ، كتابفروشى علمى ، بى تا ) : ص 429 - 430 .