تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧

ط - محمّد حسين شهريار ( م 1367 ش )

705 . استاد شهريار ، در مدح مولا عليه السلام مىگويد :
على آن شير خدا شاه عرب * الفتى داشته با اين دل شب شب ز اسرار على آگاه است * دل شب ، مَحرم سِرّ اللَّه است شب على ديد و به نزديكى ديد * ليك او نيز به تاريكى ديد شب شنفته است مناجات على * جوشش چشمهء عشق ازلى شاه را ديده به نوشينى خواب * روى بر سينهء ديوار خراب قلعه‌بانى كه به قصر افلاك * سر دهد نالهء زندانى خاك دردمندى كه چو لب بگشايد * در و ديوار به زنهار آيد كلماتى چو دُر آويزهء گوش * مسجد كوفه هنوزش مدهوش فجر تا سينهء آفاق شكافت * چشم بيدار على خفته نيافت روزه‌دارى كه به مُهر اسحار * بشكند نان جوين افطار ناشناسىكه به‌تاريكى شب * مىبَرد نان يتيمان عرب پادشاهى كه به شب ، بُرقَع‌پوش * مىكشد بار گدايان بر دوش تا نشد پردگى آن سِرّ جلى * نشد افشا كه على بود ، على
شاهبازى كه به بال و پر راز * مىكند در ابديّت پرواز شه‌سوارى كه به برق شمشير * در دل شب بشكافد دل شير عشقبازى كه هم‌آغوش خطر * خفت در خوابگه پيغمبر آن دمِ صبحِ قيامت تأثير * حلقهء در شد از او دامنگير دست در دامن مولا زد در * كه : على ! بگذر و از ما مگذر شال شه ، وا شد و دامن به گِرو * زينبش دست به دامن كه : مرو ! شال مىبست و ندايى مُبهم * كه : كمربند شهادت ، محكم ! ماه محراب عبوديّت حق * سر به محراب عبادت ، مُنشق مىزند پس لب او كاسهء شير * مىكند چشم اشارت به اسير چه اسيرى كه همان قاتل‌اوست * تو خدايى مگر ، اى دشمنْ دوست ؟