بايد مردمانى را كه بدان شيوه خو كردهاند ، به راه آورد .
شگفتآورْ اينكه تودهء مردم شام ، بدون اينكه از معاويه چيزى دريافت كنند ، تنها با سياست تزوير ، تطميع و تهديد ، بدون چون و چرا از او اطاعت مىكردند ؛ امّا تودهء مردم كوفه ، با اينكه در كنار امام عليه السلام از منافع مادّى نيز بىبهره نبودند ، فرمان نمىبردند .
به ديگر سخن ، اگر اين پرسش را در پيش ديدِ امام على عليه السلام بنهيد كه : « چرا مردم تنهايت گذاشتند ؟ » ، امام عليه السلام در پاسخ مىگويد : من حاضر نبودم با زبان شمشير ، آنان را به فرمانبرى وا دارم . آنان نيز متأسّفانه به لحاظ فرهنگى و ساخت اجتماعى و شيوههايى كه بر آنها رفته بود و بدانها خو گرفته بودند ، چنان نبودند كه ارج و عظمت اين راه را بفهمند و بدان گردن نهند .
امام عليه السلام بر اين باور بود كه با خشونت ، مشكل حكومت به گونهاى زودگذر ، حل مىشود ؛ امّا آن حاكميت و حكومت ، ديگر علوى نخواهد بود .
امام عليه السلام اين حقيقت را بارها بيان كرده است :
ولَقَد عَلِمتُ أنَّ الَّذي يُصلِحُكُم هُوَ السَّيفُ ، و ما كُنتُ مُتَحَرِّياً صَلاحَكُم بِفَسادِ نَفسي ولكِن سَيُسَلِّطُ عَلَيكُم بَعدي سُلطانٌ صَعبٌ . « 1 »
مىدانم آنچه شما را اصلاح مىكند ، شمشير است ؛ ولى من اصلاح شما را با تباه كردن خويش نمىجويم . ليكن پس از من ، حكومتى خشن بر شما مسلّط خواهد گرديد .
تحقّق پيشگويىهاى امام على عليه السلام
بدين سان ، امام عليه السلام با اين سوز و گدازها ، مظلومانه از ميان مردم رفت ؛ در حالىكه از دست مردم ، شكوه مىكرد .
او به مردم گفته بود كه ظلم مردم به زمامدار و پيشواىِ عادل نيز چونان عملكرد زمامدار و پيشواىِ ستمگستر ، براى جامعه خطرناك است ؛ و جامعهاى كه حقِّ زمامدار
هامش
( 1 ) . الإرشاد : ج 1 ص 281 .