و در آخرين جملهء وصيتنامهاش فرمود :
لا تَترُكُوا الأَمر بِالمَعروفِ وَالنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ ، فَيُوَلّى عَلَيكُم شِرارُكُم ، ثُمَّ تَدعونَ فَلا يُستَجابُ لَكُم . « 1 »
امر به معروف و نهى از منكر را رها نكنيد ، تا پليدان بر شما مسلّط گردند و آنگاه ، دعا كنيد و مستجاب نشود .
در ادامهء خطبهء قاصعه ، امام عليه السلام پس از تنبّه دادن به خطر ترك امر به معروف و نهى از منكر و پشت كردن به ارزشها براى آيندهء امّت ، تصريح مىكند كه هم اكنون ، جامعه اسلامى با اين مشكل روبه روست . بنابراين ، اگر علاج نگردد ، مردم بايد در انتظار سلطهء اشرار باشند .
3 . عدالت در توزيع
پس از پيامبر خدا و به روزگار خلافت خلفاى سهگانه ، از جمله سياستهاى غلط ، تطميع چهرههاى موجّه ، و تبعيض در بهرهور ساختن خواصّ وابسته بود . بدينسان ، كسان بسيارى بركشيده شدند كه آن جايگاه عالى ، شايستهء آنان نبود و كسانى فرو افتادند كه به ناحق ، بر آنها ظلم شده بود .
اكنون امام عليه السلام آهنگ زدودن اين فاصلهء وحشتناك طبقاتى و نا به سامانى بهرهورى كسان را از حكومت داشت و اين مطلب را به صراحت ، در يكى از آغازين خطبههايش بيان كرده بود .
روشن بود كه اين سياست ، كسانِ بسيارى را عليه امام عليه السلام برمىانگيخت و آنان - كه غالباً از خواص و چهرههاى موجّه بودند - ، با ترفندهاى گونهگون ، عوامِ بسيارى را براى توجيه مخالفتهاى خود و پنهان داشتن راز جدايى از على عليه السلام به دنبال خود مىكشاندند .
چنين بود كه علاقهمندان به امام على عليه السلام مكرّر از او مىخواستند كه از اين سياست ،
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : نامهء 47 .