تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
واى بر شما ! همراه من بيرون آييد ، سپس اگر خواستيد ، بگريزيد ! به خدا سوگند ، با نيّت و بصيرتى كه دارم ، از ديدار پروردگارم ناخرسند نيستم و در آن ، برايم آسايش است و راه نجاتى براى من از هم‌صحبتى و برخورد و مدارا با شما ، آن گونه كه با شتران تازه كار آبكش يا با جامه‌هاى پوسيده مدارا مىكنند ، كه هر طرفش را كه مىدوزند ، طرف ديگرش بر تن صاحب جامه پاره مىشود » . سپس فرود آمد . خود او پياده راه افتاد تا به غَريَّين « 1 » رسيد . آن گاه حُجر بن عَدى را از سپاه خويش فراخواند و پرچمى براى او بست با چهار هزار نفر ، و سپس روانه‌اش ساخت . حُجْر بيرون شد تا به سَماوه « 2 » رسيد كه سرزمينى خشك است . در آن جا با امرء القيس بن عدى و عشيرهء او برخورد كرد - كه از دامادهاى حسين بن على عليه السلام بودند - . آنان راهنمايان او به راه‌ها و آب‌ها بودند . حجر همچنان پُر شتاب در پى ضحّاك بود تا در ناحيهء تَدمُر به او برخورد . در برابر او صف كشيد و مدّتى با هم جنگيدند . نوزده نفر از همراهان ضحاك و دو نفر از ياران حجر به نام‌هاى عبد الرحمان و عبد اللَّه غامدى كشته شدند . تاريكى شب ميان آن دو گروه فاصله انداخت و ضحّاك ، شبانه گريخت . صبح كه شد ، از او و همراهانش اثرى نيافتند . « 3 »

ه - غارت عبد الرحمن بن قباث

521 . الكامل فى التاريخ - در رخدادهاى سال 39 هجرى - : و در اين سال ، معاويه ، عبد الرحمان بن قباث بن اشيم را به سوى شهرهاى جزيره فرستاد و شبيب بن عامر
هامش
( 1 ) . تثنيهء كلمهء « غَرىّ » است ؛ يعنى دو ساختمان بسيار بلند كه پشت كوفه به‌صورت دو صومعه نزديك قبرعلى بن ابى طالب عليه السلام بوده است ( معجم البلدان : ج 4 ص 196 ) . ( 2 ) . نام آبى در دشت . و گمان مىكنم كه دشت « سماوه » را كه ميان كوفه و شام به صورت خشكى است ، را به‌همين آب ناميده‌اند ( معجم البلدان : ج 3 ص 245 ) . امروز يكى از شهرهاى جنوبى عراق در كرانهء فرات است ، بين دو شهر ناصريّه و ديوانيّه . ( 3 ) . الغارات : ج 2 ص 421 .