- جدّ كرمانى كه در خراسان بود - آنجا بود . شبيب در نَصيبين « 1 » بود . نامهاى به كُميل بن زياد كه در هِيْت بود ، نوشت و خبر آنان را به او اطّلاع داد .
كميل براى كمك به او همراه ششصد سوار حركت كرد . به عبد الرحمان رسيدند كه معن بن يزيد سلمى هم همراهش بود . كميل با آنان جنگيد و فرارىشان داد و سپاهشان را شكست داد و از شاميان بسيار كشت و دستور داد كه فرارى را تعقيب نكنند و زخمى را نكشند .
از ياران كميل نيز دو نفر كشته شدند . خبر پيروزى را به على عليه السلام نوشت . على عليه السلام هم به او پاداش خوبى داد و پاسخى نيكو نوشت و از او راضى شد ، در حالى كه قبلًا از او ناراحت بود . . . .
شبيب بن عامر از نصيبين آمد و كميل را ديد كه با آن گروه جنگيده است . بر پيروزى تبريكش گفت و شاميان را تعقيب كرد ، ولى به آنان نرسيد . از فرات گذشت و سپاه خود را هر سو پراكنْد و بر شاميان شبيخون زد تا به بعلبك « 2 » رسيد .
معاويه حبيب بن مَسلَمه را در پى او روان كرد ، ولى به او نرسيد . شبيب بازگشت و بر اطراف رَقّه « 3 » شبيخون زد . هيچ هوادار عثمان را پياده نديد ، مگر آن كه [ به اسارت ] به همراه آورد و هيچ اسب و سلاحى را نگذاشت ، مگر آن كه به غنيمت گرفت و به نصيبين برگشت و به على عليه السلام گزارش داد .
على عليه السلام به او نامه نوشت و از گرفتن اموال ، بجز اسب و اسلحهاى كه با آن مىجنگند ، نهى كرد و فرمود : « رحمت خدا بر شبيب ! شبيخون را دور ساخت و پيروزى را نزديك كرد » . « 4 »
هامش
( 1 ) . شهرى آباد بر سر راه كاروانهايى كه از موصل به شام مىروند ، در نُه فرسخى سنجار . اين شهر بهدستروميان ساخته شده بود و انوشيروان آن را فتح كرد ( ر . ك : معجم البلدان : ج 5 ص 288 ) .
( 2 ) . شهرى قديمى از شهرهاى لبنان كه فاصلهء آن تا دمشق ، سه روز است ( ر . ك : معجم البلدان : ج 1 ص 453 ) .
( 3 ) . از شهرهاى فعلى سوريه . شهرى مشهور بر كرانهء فرات كه فاصلهء آن تا حَرّان سه روز است ( ر . ك : معجم البلدان : ج 3 ص 59 ) .
( 4 ) . الكامل فى التاريخ : ج 2 ص 428 .