د - درخواست امام عليه السلام براى قيام
514 . تاريخ الطبرى - به نقل از عبد اللَّه بن فُقيم ، پس از ذكر يارى خواهى محمّد بن ابى بكر از على عليه السلام - : على عليه السلام در ميان مردم ايستاد و فرمان داد تا مردم براى نماز [ نزد او ] گرد آيند . مردم گرد آمدند . خدا را حمد و ثنا گفت و بر محمّد صلى الله عليه و آله درود فرستاد . سپس فرمود :
« امّا بعد ؛ اين فرياد محمّد بن ابى بكر و برادران مصرى شماست . دشمن خدا و دوستِ دشمنان خدا ، پسر نابغه ( عمرو عاص ) بهسوى آنان شتافته است . مبادا گمراهان در باطل خود و گرايش به راه طاغوت ، همبستهتر از شما در اين راه حقّتان باشند ! آنان آغازگر جنگ با شما و برادران شمايند . به پشتيبانى و يارى برادران خود بشتابيد .
اى بندگان خدا ! مصر بزرگتر از شام است و هم خير آن بيشتر است و هم مردمانش بهترند . مبادا آن را از چنگ شما درآورند . ماندن مصر در دست شما ، عزّتى براى شما و شكستى براى دشمنان شماست . به سوى جَرعه « 1 » - بين حيره « 2 » و كوفه - بيرون شويد و فردا به خواست خدا آنجا يكديگر را ببينيم » .
راوى گويد : فردا كه شد ، على عليه السلام پياده بيرون رفت و صبحگاهان آنجا فرود آمد .
تا نيمروز همان روز آنجا ماند . هيچكس از آنان به آنجا نيامد . وى نيز برگشت .
شامگاهان در پى بزرگان كوفه فرستاد . در دارالحكومه خدمت او آمدند ، در حالى كه حضرت ، غمگين و گرفته بود . فرمود :
« خدا را سپاس بر آنچه قضا و قدرش بر كار من جارى شده است و مرا - اى گروه -
هامش
( 1 ) . جرعه ، جايى نزديك كوفه است ( معجم البلدان : ج 2 ص 127 ) .
( 2 ) . حيره ، شهرى باستانى و پر درخت در حدود يك فرسخى كوفه و محلّ سكونت خاندان نعمان بن منذر بوده است ( تقويم البلدان : ص 299 ) .