فصل پنجم : جدا شدن بعضى از ياران امام ( ع )
الف - جرير بن عبد اللَّه بجلى
502 . تاريخ الطبرى : جرير بن عبد اللَّه به سوى قرقيسيا رفت و به معاويه نامه نوشت . معاويه نيز به او نامه نوشت و فرمان داد كه نزد او آيد . « 1 »
ب - ابو عبد الرحمان سُلَمى
503 . الغارات - به نقل از عطاء بن سائب - : مردى به ابو عبد الرحمان سُلَمى گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه به من خبرى بدهى . چون پذيرفت ، گفت : تو را به خدا ، جز [ به خاطر ] آن روز كه على عليه السلام مال را ميان كوفيان تقسيم مىكرد و چيزى به تو و خانوادهات نداد ، او را دشمن داشتهاى ؟
گفت : چون مرا بهخدا سوگند دادى ، آرى ، چنين است . « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى : ج 4 ص 562 .
( 2 ) . الغارات : ج 2 ص 567 .