فصل ششم : شهادت مالك اشتر
الف - اعزام مالك به مصر
504 . تاريخ الطبرى - در ذكر حوادث سال 38 هجرى - : چون كار حكومت به پايان آمد ، على عليه السلام به مالك اشتر - كه آن روز در نصيبين بود - چنين نوشت :
« اما بعد ؛ تو از كسانى هستى كه در برپايى دين و سركوبى غرور خطاكاران و نگهبانى از مرزهاى خطير ، به تو تكيه مىكنم . پيشتر محمّد بن ابى بكر را بر مصر گماشته بودم . گروهى بر او شورش كردند ، در حالى كه او جوانى كمتجربه در جنگ بود و تجارب ديگرى هم نداشت . نزد من آى ، تا ببينيم در اين مورد چه بايد كرد . يكى از ياران شايسته و مورد اعتمادت را هم به جاى خودت بگذار . والسّلام ! » .
مالك اشتر آمد و به خدمت على عليه السلام رسيد . امام عليه السلام جريانات مصر را به او گفت و وى را از اخبار اهالى مصر آگاه كرد و فرمود : « كسى جز تو مناسب آن جا نيست . خداى رحمتت كند ! به آن جا برو ، كه اگر سفارشى هم نكنم ، فكر تو مرا كافى است . در آنچه رخ مىدهد ، از خداوند يارى بجوى ، شدّت را با نرمش درآميز ، آن جا كه نرمش كارسازتر است ، مدارا پيشه كن و آن جا كه جز سختگيرى مفيد نيفتد ، شدّت عمل نشان بده » . « 1 »
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى : ج 5 ص 95 .