و امّت را سامان دهد ، خونها را پاس دارد ، ميان ديندارانْ الفت برقرار سازد ، و كينهها و آشوبها را از ميان ببرد ؛ بدينسان كه ميان ما و تو دو داور مورد پسند ، يكى از يارانم و يكى از يارانت باشند و بنا بر كتاب خدا ميان ما داورى كنند ؟ پس آن براى من و تو بهتر است و اين آشوبها را ريشهكن مىكند . در آنچه بدان فرا خوانده شدهاى ، خداى را بپرهيز و اگر اهلِ قرآنى ، به حكم آن خشنود باش . والسّلام ! « 1 »
ز - پاسخ امام عليه السلام به معاويه و پذيرشِ داورى
436 . وقعة صِفّين - به نقل از ابراهيم بن اشتر ، پس از ذكر نامهء معاويه به امام عليه السلام - : پس على بن ابى طالب عليه السلام به معاويه نوشت :
« از بندهء خدا ، على امير مؤمنان به معاوية بن ابى سفيان .
امّا بعد ؛ برترين كارى كه انسان خود را به آن مشغول مىكند ، پيروى از شيوهاى است كه با آن ، كارش نيك گردد ، از فضيلتش بهره گيرد ، و از زشتى آن بر كنار مانَد .
همانا ستم و باطلگرايى ، شخص را در دين و دنيا فرومايه مىنمايند و نزد كسى كه آنچه خدا به او وانهاده بىنيازش ساخته ، چنان عيوبش را آشكار مىكنند كه هيچگونه چارهانديشىاش ، او را بىنياز نمىكند .
پس از دنيا برحذر باش ، كه همانا در هيچ چيزش كه بدان دست يافتهاى ، شادمانى نيست . و به راستى ، دريافتهاى كه نمىتوانى آنچه را از دست رفتنش مقدّر است ، به دست آرى . گروهى خواستارِ چيزى به ناحق شدند و آن را به خداى تعالى نسبت دادند و خداوند ، ايشان را دروغگو خواند و بهرهاى كم نصيبشان فرمود و سپس به عذابى سخت دچارشان كرد .
پس پروا كن از روزى كه هر كس سرانجام كارش را ستوده ساختهباشد ، در آنروز مورد غبطه است و هر كس زمامش را بهشيطان وا نهادهو با او نستيزيدهباشد ، پشيمانى مىكشد كه چرا دنيا او را فريفت و او به آن دل بست .
هامش
( 1 ) . وقعة صفّين : ص 493 .