افتند ؛ و اگر نپذيرند نيز چنين شود . آنان را به كتاب خدا فرا خوان تا ميان تو و ايشان داور باشد . بدينسان ، تو به خواست خويش از آنان دست مىيابى . من همواره اين مطلب را [ در نظر داشتم ؛ ليكن ] به تأخير مىافكندم تا زمان نيازت به آن فرا رسد .
معاويه اين رأى را نيك شناخت و گفت : راست گفتى . « 1 »
ب - بر افراشته شدنِ قرآنها
431 . تاريخ اليعقوبى : ياران على عليه السلام برتاختند و بر ياران معاويه چيرگى قاطعى يافتند تا اينكه به معاويه بس نزديك شدند . آنگاه ، معاويه اسبش را خواست تا با آن بگريزد .
عمرو بن عاص به وى گفت : به كدام سو [ مىروى ] ؟
گفت : مىبينى چه پيش آمده است ! آيا انديشهاى دارى ؟
گفت : تنها يك چاره باقى مانده است : قرآنها را برافرازى و ايشان را به حكم آن فرا خوانى و بدينسان ، آنان را باز دارى و شدّتشان را در هم شكنى و در نيروشان سستى افكنى .
معاويه گفت : آنچه خواهى ، كن !
پس قرآنها را برافراشتند و ياران على عليه السلام را به داورىِ قرآن فرا خواندند و گفتند :
شما را به كتاب خدا فرا مىخوانيم .
على عليه السلام گفت : « اين ، نيرنگ است . ايشان اهلِ قرآن نيستند » .
اشعث بن قيس كِنْدى به اعتراض برخاست - معاويه پيشتر دلش را به دست آورده ، طىّ نامهاى او را به سوى خود فرا خوانده بود - و گفت : آنان ما را به حق دعوت كردهاند .
على عليه السلام گفت : « همانا جز اين نيست كه ايشان با شما نيرنگ مىبازند و قصد دارند شما را از خود ، باز دارند » .
هامش
( 1 ) . وقعة صفّين : ص 476 .