آنگاه مرا به حكم قرآن فرا خواندهاى و تو خود ، خوب مىدانى كه اهل قرآن نيستى و حكم آن را نمىخواهى ؛ و خداست آن كه از او يارى مىتوان خواست . ما حكم قرآن را پذيرفتيم و اين نه به آن معناست كه دعوت تو را قبول كرده باشيم . و هركس به حكم قرآن خشنود نشود ، در بيراههاى ناپيدا كرانه افتاده است » . « 1 »
ح - گفتار امام عليه السلام در نكوهش يارانش
437 . امام على عليه السلام - آنگاه كه قرآن برافراشتنِ معاويه ، ياران امام عليه السلام را فريفت و ايشان در صفّين از نبرد دست كشيدند - : شما كارى كرديد كه نيروى اسلام را فرو كاست و توانش را از ميان برد و سستى و خوارى بر جاى نهاد .
آنگاه كه شما سربلندى يافته بوديد و دشمنتان بيم داشت كه ريشهكن شود و كشتارى سخت به ايشان روى آورده بود و دردِ جراحت را مىچشيدند ، ايشان قرآنها را برافراشتند و شما را [ به دروغ ] به حكم آن فرا خواندند تا خشمتان را از خود ، دور كنند و جنگ ميان شما و خويش را فرو بنشانند و به حيله و فريب ، شما را منتظر حوادث آيندهء روزگار سازند .
آنگاه كه بر آنچه ايشان دوست داشتند ، همدست شديد و آنان را به خواستشان رسانديد ، جز فريبخوردگانى نبوديد . به خدا سوگند ، گمان ندارم كه از اين پس راه هدايت بيابيد و به خردورزى روى آوريد . « 2 »
هامش
( 1 ) . وقعة صفّين : ص 493 .
( 2 ) . الإمام على عليه السلام - مِن كَلامِهِ عليه السلام حينَ رَجَعَ أصحابُهُ عَنِ القِتالِ بِصِفّينَ ، لَمَّا اغتَرَّهُم مُعاوِيَةُ بِرَفعِ المَصاحِفِ - : لَقَد فَعَلتُم فَعلَةً ضَعضَعَت مِنَ الإِسلامِ قُواهُ ، وأسقَطَت مُنَّتَهُ ، وأورَثَت وَهناً وذِلَّةً . لَمّا كُنتُم الأَعلَينَ ، وخافَ عَدُوُّكُمُ الاجتِياحَ ، وَاستَحَرَّ بِهِمُ القَتلُ ، ووَجَدوا ألَمَ الجِراحِ ؛ رَفَعُوا المَصاحِفَ ودَعَوكُم إلى ما فيها لِيَفثَؤوكُم عَنهُم ، ويَقطَعُوا الحَربَ فيما بَينَكُم وبَينَهُم ، ويَتَرَبَّصوا بِكُم رَيبَ المَنونِ خَديعَةً ومَكيدَةً . فَما أنتُم إن جامَعتُموهُم عَلى ما أحَبّوا ، وأعطَيتُموهُمُ الَّذي سَأَلوا إلّامَغرورونَ . وَايمُ اللَّهِ ، ما أظُنُّكُم بَعدَها مُوافِقي رُشدٍ ، ولا مُصيبي حَزمٍ ( الإرشاد : ج 1 ص 268 ) .