تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
[ ابلاغ ] دين خود برگزيد و او را با كسانى كه خود نيروشان بخشيده بود ، نيرومند ساخت . همانا روزگار ، شگفتْ چيزى از تو را بر ما پنهان كرده بود ؛ چه از نعمتى كه خداوند ارزانىمان فرموده و نيز از موهبتى كه با وجود پيامبرمان بر ما نهاده ، با ما سخن آغاز كرده‌اى . اين كار تو همانند آن است كه كسى خرما به هَجَر فرستد ( / زيره به كرمان بَرَد ) يا شاگردى نوآموز ، استاد تير اندازىاش را به مبارزه فراخوانَد . آن‌گاه ، پنداشته‌اى كه برترينِ مردم در اسلام ، فلان و فلان هستند . سخنى گفته‌اى كه اگر يكسره درست باشد ، تو را از آن هيچ بهره‌اى نيست ؛ و اگر نادرست باشد ، تو را از آن زيانى نيست . تو را چه رسد كه چه كسى برتر است و چه كسى فروتر ، يا كدام كس سياستمدار است و كدام سياست‌شده ؟ ! آزادشدگان و فرزندانِ آنها را چه رسد كه ميان نخستين مهاجران فرق نهند و مراتب ايشان را تعيين كنند و رتبه‌هايشان را نشان دهند ؟ هيهات ! آن تير كه از جنس تيرهاى ديگر نبود ، آواز برآورْد [ و خود را شناساند ] و آن كس كه خود محكوم بود ، در اين داستان ، شروع به داورى نمود . اى آدمى ! چرا بر جاى خود نمىنشينى و [ ضعف و ] كوته‌دستىِ خود را در نمىيابى و در رتبهء واپسين كه برايت تقدير گشته ، قرار نمىگيرى ؟ تو را چه زيان از شكستِ مغلوب يا پيروزى ظفرمند ؟ تو در [ بيابان ] سرگردانى ره‌پيمايى و از راه راست ، رويگردان ! آيا نمىبينى - هر چند نمىخواهم براى تو بگويم ، ولى برآنم هر يك كه نعمت خدا را بر زبان برانم - گروهى از مهاجران و انصار ، در راه خدا شهيد شدند و هر يك را [ در پيشگاه پروردگار ] فضيلتى است ؛ تا آن‌گاه كه شهيد ما ( حمزه ) به شهادت رسيد و « سيّد الشهداء ( سرور شهيدان ) » خوانده شد و پيامبر خدا به هنگام نماز گزاردن بر وى ، به هفتاد تكبير ممتازش ساخت ؟ آيا نمىبينى گروهى ، دستانشان در راه خدا قطع شد و هر يك را [ در پيشگاه پروردگار ] فضيلتى است ؛ تا آن‌گاه كه آنچه دربارهء ايشان رخ داد ، براى يكى از ما ( جعفر بن ابى طالب ) صورت پذيرفت و او « بسيار پرنده در باغ بهشت » و نيز « دارندهء دو بال » خوانده شد ؟