نموده ، بر شما منّت مىنهد ، اگر راست مىگوييد » « 1 » .
اگر در حال خويش بنگرى ، آن را اين گونه مىيابى كه پرمنّتترينِ انسانها بر خدا به خاطر عملت هستى . پس آنجا كه منّت نهادن بر مستمندِ نيازخواه ، پاداش صدقه را از ميان مىبَرَد ، منّت گذاردن بر خدا پاداش جهاد را تباه مىسازد و آن را مصداق اين آيه مىكند : « سنگى است صاف كه روى آن ، خاكى نشسته باشد ؛ ناگاه بارانى تند فرو بارَد و آن سنگ را همچنان كشتناپذير باقى گذارَد . چنين كسان از آنچه كردهاند ، سودى نمىبرند ، كه خدا كافران را هدايت نمىكند » « 2 » .
آنگاه كه اين نامه همراه ابو امامهء باهِلى به على عليه السلام رسيد ، وى با او همان گونه سخن گفت كه با ابو مسلم خولانى گفته بود ؛ و اين پاسخ را [ كه خواهد آمد ] با وى روانه ساخت . معاويه ، عبارت « شتر يا حيوان نَر بينى مهار شده » را در همين نامه به كار برد ، نه در نامهاى كه با ابو مسلم روانه كرده بود . در آن نامه ، نه عبارت مزبور ، بلكه اين عبارت بود : « بر خلفا حسد ورزيدى و به ايشان ستم راندى . اين را از چپ نگريستن و دشنامگويى و آه سرد كشيدن و درنگت در بيعت با خلفا دريافتيم » .
البتّه بسيارى از افراد ، اين دو نامه را از يكديگر باز نمىشناسند و آنچه ميانشان شهرت دارد ، همان نامهء ابو مسلم است و اين عبارت را از آنِ همان مىشمارند ؛ ليكن عبارت مزبور در نامهء [ همراهِ ] ابو امامه آمده است . آيا نمىنگرى كه اين عبارت در پاسخ اين نامه ، باز آمده ؛ و اگر در نامهء [ همراهِ ] ابو مسلم بود ، در پاسخِ همان باز مىآمد ؟ « 3 »
ب - پاسخهاى هوشمندانهء امام عليه السلام
388 . امام على عليه السلام - از نامهء او به معاويه ؛ و اين نامه از نيكوترين نامههاست - :
امّا بعد ؛ نامهات به من رسيد كه در آن ، ياد كردهاى كه خداوند ، محمّد صلى الله عليه و آله را براى
هامش
( 1 ) . حجرات : آيهء 17 .
( 2 ) . بقره : آيهء 246 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغة : ج 15 ص 184 .