او پس از قتل عثمان ، با امام على عليه السلام بيعت كرد ؛ ولى چون امارتى به دست نياورد و افزون بر آن ، از امتيازات دوران عثمان نيز محروم شد ، در برابر امام على عليه السلام پرچم اعتراض برافراشت . تحريككنندهء او در اين موضعگيرى ، پسرش عبد اللَّه بود .
زبير به اتفاق طلحه با وانمود كردن انجام دادن عمره به سوى مكّه رفت و در آنجا با عايشه و ديگران هماهنگ شدند و آتش جنگ جمل را برافروختند . زبير ، پس از گفتگوى امام على عليه السلام با او ، از جنگْ كناره گرفت ؛ ولى به دست ابن جرموز ، ترور شد .
د - عبد اللَّه بن زبير
وى در سال اوّل هجرى در مدينه به دنيا آمد و اوّلين فرزند مهاجران است كه در مدينه به دنيا آمد .
او نوهء ابوبكر بود و در انحراف پدرش از مسير حق و برپا كردن جنگ جمل ، نقشى اساسى داشت .
امام على عليه السلام دربارهء او فرمود :
زبير ، هميشه از مااهلبيت بود تا زمانىكه فرزند نامباركش ، عبداللَّه ، بزرگشد . « 1 »
او بعد از قتل عثمان ، بسيار تلاش مىكرد تا پدرش را به خلافت برساند ؛ ولى در كار خود ، موفّق نشد . او حلقهء اتّصال عايشه از يك سو ، و زبير و طلحه از سوى ديگر بود .
او حتّى هنگامى كه زبير قصد كنارهگيرى از جنگ جمل را داشت ، به انواع حيلههاى اخلاقى و احساسى دست زد تا پدر را منصرف كند .
در جنگ جمل ، زمانى كه كسى اطراف شتر عايشه نمانده بود ، عبد اللَّه ، خودْ زمام شتر را به دست گرفت . او در جنگ تن به تن با مالك اشتر ، به شدّت مجروح شد .
گفتهاند كه به كشتن مالك اشتر بسيار تمايل داشت ، حتى اگر به قيمت جان خودش
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : حكمت 453 .