در زمانى كه شورشكنندگان ، عثمان را محاصره كردند ، عايشه به مكّه رفت و در آن جا ماند تا عثمان كشته شد .
پس از قتل عثمان ، عايشه ، اميد به خلافت طلحه و زبير داشت ؛ ولى چون به گوشش رسيد كه امام على عليه السلام به خلافت برگزيده شده است ، از نيمهء راه مكّه و مدينه ، به مكّه بازگشت و عَلَم مظلوميّت عثمان و خونخواهى او را برافراشت . اگرچه موضع او در قتل عثمان براى مردمْ روشن بود و برخى موارد را به او گوشزد هم مىكردند ؛ ليكن به احترام پيامبر صلى الله عليه و آله و امّ المؤمنين بودنش ، به او احترام مىگذاردند و از وى حرفشنوى داشتند .
عايشه زنى سخنران و اديب بود و با خُلقيات اعراب ، آشنايى كامل داشت و نقاط ضعف آنان را به خوبى مىدانست ، لذا قادر به تحريك آنان بود . طلحه و زبير هم كه مىدانستند تنها راه پيروزى آنان و در دست گرفتن خلافت ، اين است كه به وسيلهء عايشه ، مردم را بشورانند ، اين فرصت را از دست ندادند .
عايشه به طور آشكار با امام على عليه السلام دشمنى مىكرد و يادآورى مىكرد كه اختلاف بين او و امام ، اختلاف زن با فاميل شوهر است . اگر وجههء عايشه نبود ، طلحه و زبير ، قادر به جمعآورى نيرو براى جنگ نبودند . او پس از كشته شدن طلحه و زبير ، ميداندار جنگ بود .
با اين همه ، پس از جنگ ، امام على عليه السلام با احترام كامل ، او را به مدينه برگرداند .
اگرچه عايشه چندين بار از آنچه در برابر امام على عليه السلام در جنگ جمل از خود نشان داده بود ، اظهار ندامت كرد ، ولى به دشمنى خود با امام عليه السلام ادامه داد .
وى پس از شهادت امام على عليه السلام ، خوشحالى خود را آشكار كرد و سجدهء شكر بهجاى آورد . همچنين او مانع خاكسپارى امام حسن عليه السلام در كنار جدّش پيامبر خدا گرديد . عايشه در سال 57 يا 58 هجرى درگذشت .
ب - طلحة بن عبيد اللَّه
طلحة بن عبيد اللَّه از پيشتازان در اسلام بود و از بزرگان صحابيان به شمار مىرفت .