قبل از هجرت ، بين او و زبير ، عقد برادرى بسته شد . او تاجر بود و هنگام جنگ بدر ، براى تجارت به شام رفته بود .
رجاليان اهل سنّت ، او را ستودهاند و از عشرهء مبشّره ( ده نفر مژده داده شده به بهشت ) دانستهاند .
بعد از رحلت پيامبر خدا ، خلفاى سهگانه ، احترام او را نگاه مىداشتند . عمر ، او را به عضويت شوراى شش نفرهء خود درآورد ؛ ولى او به نفع عثمان ، از خلافت كناره گرفت . طلحه بسيار باهوش و سياستمدار بود و در زمان عثمان ، به سبب اموال بىحسابى كه عثمان به او داده بود ، ثروت بىشمارى به دست آورد . يكبار عثمان ، پنجاه هزار درهم بدهىِ او را [ به بيت المال ] بخشيد و گفت : تا كمكى باشد به جوانمردىِ تو !
او از زمينداران بزرگ بود ، به گونهاى كه درآمد غلّهء او از عراق ، چهارصد تا پانصد هزار دينار و از [ ناحيهء ] سَرات ، ده هزار دينار بود .
ثروت باقى ماندهء او پس از مرگ ، سى ميليون درهمْ تخمين زده مىشود .
عثمان با اين كه او را بزرگ مىداشت ، به او مَسند و رياستى نبخشيد ؛ زيرا در اين جهت ، بيشتر به خويشان و اطرافيان خود ( بنى اميّه ) توجّه داشت . از اين رو ، رابطهء طلحه با او به سردى گراييد ، همانطور كه عثمان از مهمترين پشتيبان قبلى خود ، عبد الرحمان بن عوف نيز كناره گرفت .
طلحه ، خود ، ادّعاى خلافت داشت . لذا نامههايى به بصره ، كوفه و ديگر نواحى نوشت و مردم را براى قتل عثمان تحريك كرد . وى قبل از كشته شدن عثمان ، بيت المال را در دست گرفته بود ؛ ولى بعد از آن به دليل اتّهام شركت در قتل عثمان ، نتوانست رسماً ادعاى خلافت كند ، با امام على عليه السلام بيعت كرد ؛ و شگفت آن كه او نخستين بيعتكننده بود .
طلحه كه علاوه بر دست نيافتن به خلافت ، از امتيازات زمان عثمان هم محروم شده بود ، با امام على عليه السلام به مخالفت برخاست و با همراهى زبير و عايشه و ديگران ، جنگ جمل را به راه انداخت .
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: محمد الريشهري
ص٣٣٨