لازمهاش در واقع بى مبدأ بودن و فاعل نداشتن جهان حركت است . پس لازم است سلسلهء هدفها به يك هدف اصيل و نهايى ختم شود ؛ همانطور كه سلسلهء فاعلها نيز ضرورى است كه به يك فاعل ذاتى و مبدأ نخست برسد ؛ يعنى همانطور كه فعل بدون فاعل محال است ، همچنين كار بدون هدف ممتنع مىباشد . و فرق بين آغاز و انجام در اين است كه ممكن است فعل خاصى در اثر برخورد با مانع و درگيرى با مزاحم به هدف نرسد و باطل گردد ولى ممكن نيست هيچ فعلى بدون فاعل و مبدأ تأثير يافت شود ، ليكن اين امتياز نسبت به مجموع جهان طبيعت فرض ندارد ، زيرا با توجّه به اين كه مجموع هماهنگ جهان يك واحد حقيقى است موردى براى تزاحم و درگيرى نخواهد بود ، بلكه اين واحد منسجم بدون برخورد با مانع يقيناً به هدف مىرسد و با رسيدن به آن هدف نهايى آرام مىشود و حركت آن به ثبات تبديل خواهد شد .
. . . قرآن كريم قيامت را به عنوان پايان حركت و همچنين به نام جهان قرار و آرامش مىداند [ و مىفرمايد : ]
« وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ »
« 1 » ؛ پايان دنيا خانهء آرامش است . اين كه قرآن قيامت را پايان مىداند و تنها آن را جاى قرار و آرام معرفى مىكند ، براى آن است كه مقصد پايان سير است و رسيدن به هدف موجب آرامش است و تعبير قرآن كريم از قيامت به عنوان « پايان » چنان كه در آيات فراوانى آمده و نيز تعبير از آن به « موقف ثابت و آرام » و همچنين تعبير از آن به محلى كه كشتى بعد از تحولها و دگرگونىهاى فراوان در آن لنگر مىاندازد و آرام مىشود :
« أَيَّانَ مُرْساها »
« 2 » نشانهء آن است كه معاد همان پايان جهان طبيعت است كه با نيل به هدف ، تحول آن پايان مىپذيرد و حركت آن به مقصد مىرسد و در نتيجه
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيه 39
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيه 187