ثابت و آرام خواهد شد . « 1 »
ربط متغير به ثابت
مطلب آخرى كه در اين فصل بيان شده است دربارهء نحوهء ارتباط عالم ماده - كه حادث است - با عالم مجردات - كه قديم است - مىباشد و اين كه چگونه جهان متغير مادى با جهان ثابت مجرد پيوند مىخورد . مگر نه آن است كه علت همواره با معلول است و معلول حادث علت حادث مىطلبد و نيز مگر نه آن است كه علت متحرك خود نيز بايد متحرك باشد ؟ « 2 »
ما در فصل هشتم از بخش دهم به تفصيل در اينباره بحث كردهايم و در اينجا به ذكر خلاصهء آن اكتفا مىكنيم .
1 - حركت و تغير بر دو قسم است : حركت ذاتى و حركت عارضى .
2 - موجودى كه ذاتاً متحرك است ، فقط هستىاش را از علت دريافت مىكند ، نه چيز ديگرى را .
3 - موجودى كه ذاتاً متحرك است ، داراى دو جنبه و دو حيثيت است : يكى جهت ثبات و ديگرى جهت تغير .
4 - از ميان دو جهت ياد شده ، جهت ثبات ، يك جهت نفسى و مطلق است و لذا همين جهت است كه مستند به علت مىباشد .
5 - نتيجه آنكه : علتى كه متغير بالذات را مىآفريند ، امرى ثابت را آفريده است و لذا خود نيز مىتواند ثابت باشد ، بلكه لزوماً بايد ثابت باشد .
هامش
( 1 ) . مبدأ و معاد ، ص 281 - 282
( 2 ) . چنان كه ملاحظه مىشود در اين جا دو مسئله است كه تفاوت ظريف و دقيقى با هم دارند و نبايد آن دو را با هم درآميخت : يكى ربط حادث به قديم و ديگرى ارتباط متغير با ثابت . و آن چه عمدتاً در اين جا مد نظر است مسئله دوم است