توضيح بيشتر در بارهء تفاوت معقولات اولى با معقولات ثانوى فلسفى
تفاوت ميان معقولات اولى با معقولات ثانوى منطقى روشن است و به راحتى مىتوان آنها را تمييز داد ، زيرا معقولات اولى حقايقى را در باب خارج بيان كرده و از موجودات خارجى حكايت مىكنند و بر موجودات خارجى حمل مىشوند و به اصطلاح اتصافشان خارجى است ، اما معقولات ثانوى منطقى تنها بر مفاهيم ذهنى حمل مىشوند و احكام ذهن و مفاهيم ذهنى را بيان مىكنند و به اصطلاح اتصافشان ذهنى است .
آنچه نياز به دقت و تأمل بيشتر دارد ، فهم تفاوت ميان معقولات اولى و معقولات ثانوى فلسفى است ، كه هر دو از جهان خارج سخن مىگويند و بر موجودات خارجى حمل مىشوند و به اصطلاح اتصافشان خارجى است .
موارد ذيل را مىتوان مهمترين مميزات اين دو دسته از مفاهيم به شمار آورد :
1 - معقولات اولى صورتهاى مستقيم و بلاواسطهاى هستند كه از اشياى خارجى گرفته شدهاند ؛ يعنى در ساختن آنها صورت ادراكى ديگرى وساطت و دخالت ندارند . اما معقولات ثانوى فلسفى صورتهاى مستقيم اشيا نيستند ، بلكه صرفاً صفت هايى براى اشيا مىباشند ، ولى نه صفتى كه خود ، صورت يا حالت خاص باشد و وجودى جدا از موصوف خود داشته باشد ؛ مثلًا وقتى مىگوييم : اين كاغذ سفيد است و اين كاغذ واحد است ، ما سه مفهوم ذهنى داريم : كاغذ ، سفيدى و وحدت . كاغذ موصوف است سفيدى و وحدت ، صفتاند . تصور ما از كاغذ سفيدى به اين نحو است كه اين كاغذ و اين سفيدى در خارج وجودى متمايز از ساير موجودات دارند و حتى وجود سفيدى ، كه عَرَض كاغذ است ، از وجود خود كاغذ متمايز است ؛ به ديگر سخن : كاغذ يك موجود است و سفيدى موجود ديگرى است كه بر كاغذ عارض شده است . اما هنگام بررسى صفت وحدت ، مىبينيم كه وحدت