بحث از علم ، عالم و معلوم ، يك بحث فلسفى است
قد تحصَّلَ ممّا تقدَّمَ : أن الموجودَ ينقسمُ إلى ما بالقوّةِ و ما بالفعلِ ، و الأوّلُ هو المادّةُ و الماديّاتُ و الثاني غيرُهما و هو المجرّدُ ؛ و ممّا يعرضُ المجرّدَ عروضاً أوّليّاً أن يكونَ علماً و عالماً و معلوماً ، لأنّ العلمَ - كما سيجيءُ بيانهُ - حضورُ وجودٍ مجرّدٍ لوجودٍ مجرّدٍ ، فمن الحريِّ أن نبحثَ عن ذلك في الفلسفةِ الأولى . و فيها اثنا عشرَ فصلًا .
ترجمه
از آنچه گفته شد به دست آمد كه : موجود ، به موجود بالقوه و موجود بالفعل تقسيم مىگردد . قسم اول ، همان ماده و ماديات و قسم دوم ، موجودات غير مادى ، يعنى مجرد مىباشد . و از جمله امورى كه ابتداءاً [ بدون واسطه در عروض ] بر مجرد عارض مىشود ، علم ، عالم و معلوم بودن آن است ، زيرا علم - همانطور كه خواهد آمد - حضور يك وجود مجرد براى وجود مجرد ديگر است ؛ از اينرو سزوار خواهد بود در فلسفهء نخستين از آن بحث كنيم .
شرح و تفسير
در اين بخش از كتاب در بارهء « علم ، عالم و معلوم » گفت و گو مىشود . تا پيش از صدرالمتألهين رحمه الله اين بحث در بخش طبيعيات مندرج مىشد ، نه امور عامه و به