تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
چندين مسئلهء فلسفى ظاهر شده كه از جمله آنها اين است كه متكلمين ، ضرورت علّى و معلولى را در مورد فاعل مختار ، انكار كرده‌اند و به دنبال آن ، فلاسفه را متهم نموده‌اند كه خداى متعال را مختار نمىدانند . « 1 »

صحت فعل منوط به سابقهء عدم زمانى داشتن فعل نيست

وثانياً : بطلانُ ما قال به قومٌ : إنّ صحّةَ الفعلِ متوقفةٌ على كونِه مسبوقاً بالعدمِ الزمانيِ ، فالفعلُ الذي لا يسبقهُ عدمٌ زمانيٌ ممتنعٌ ؛ و هو مبنيٌ على القولِ بأنّ علةَ الاحتياج إلى العلّةِ هي الحدوثُ دونَ الامكانِ ، وقد تقدَّم إبطالُه و اثباتُ أنّ علّةَ الحاجةِ إلى العلّةِ هو الامكانُ دونَ الحدوثِ ، على أنّه منقوضٌ بنفس الزمان . ترجمه 2 - اين‌كه برخى گفته‌اند : « صحت و امكان يك فعل منوط به آن است كه سابقهء عدم زمانى داشته باشد و لذا فعلى كه سابقهء عدم زمانى ندارد ممتنع مىباشد » ، سخن ناروايى است و مبتنى بر آن است كه منشأ نياز به علت ، حدوث باشد نه امكان و پيش « 2 » ازاين بطلان آن را روشن ساختيم و اثبات كرديم منشأ نياز به علت ، امكان است نه حدوث ، علاوه بر اين‌كه خود « زمان » ناقض كلام ايشان است . شرح و تفسير برخى از متكلمان گفته‌اند : يك فعل و اثر در صورتى صدورش از فاعل ممكن و صحيح است كه فعل سابقهء عدم زمانى داشته باشد . به عقيدهء ايشان اگر موجودى ازلى
هامش
( 1 ) . آموزش فلسفه ، ج 1 ، ص 60 ( 2 ) . در فصل هشتم از مرحلهء چهارم
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 232 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى