تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
( 1 ) ترجمه ما مشاهده مىكنيم پديده‌هاى واقع در حركت ، قابل انقسام به تكه هايى هستند كه وجود فعلى يكى با وجود فعلى ديگرى جمع نمىشود ، چون وجود فعلى قطعهء فرضى دوم ، متوقف بر از بين رفتن وجود فعلى تكهء نخستين مىباشد . خود تكهء نخستين ، كه قطعهء دوم بر آن توقف دارد ، نيز به تنهايى به دو تكه تقسيم مىگردد كه آنها نيز با هم جمع نمىشوند و به همين ترتيب : هرگاه به يك قطعه دست يابيم ، آن قطعه به دو تكهء اين‌چنينى تقسيم مىشود ، بدون آن‌كه اين تقسيم در يك مرحله متوقف گردد . و اين تقسيم امكان‌پذير نيست مگر به واسطهء آن‌كه يك امتداد كمّى بر حركت طارى گردد ، تا حركت با آن اندازه‌گيرى شده و قابل انقسام شود . از طرف ديگر اين امتداد ، خودِ حقيقت حركت نيست ، چون اين امتداد داراى اندازهء معينى است و آن چه حركت از خودش دارد ، امتدادى است نامعين ، مانند امتداد مبهمى كه در جسم طبيعى وجود دارد و تعيّن آن‌كه همان جسم تعليمى مىباشد . پس اين امتداد كه به وسيلهء آن ، مقدار كشش حركت معين مىشود ، كمّ متصلى است كه عارض بر حركت مىشود ؛ مانند جسم تعليمى نسبت به جسم طبيعى ، كه به‌وسيلهء آن ميزان كشش جسم طبيعى مشخص مىگردد ، با اين تفاوت كه كم عارض بر حركت ، غير قار است و اجزاى مفروض آن با يك‌ديگر جمع نمىشوند ؛ بر خلاف كميت جسم تعليمى كه قار است و اجزاى آن با يك‌ديگر جمع مىشوند . اين كميت همان زمان است كه بر حركت عارض مىشود و اندازهء حركت است و هر جزئش از آن جهت كه جزء ديگر بر آن توقف دارد ، مقدّم بر آن است ؛ و از آن جهت كه خود ، متوقف بر جزء ديگرى است ، متأخر از آن مىباشد . جانب و طرف زمان نيز ، كه در اثر تقسيم آن به دست مىآيد « لحظه » مىباشد .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 194 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى