ماده جوهرى است كه صورتهاى نوعى را يكى پس از ديگرى مىپذيرد و با آنها متحد مىگردد و بسان امر ثابتى است كه در همهء مقاطع حركت محفوظ مىماند . « 1 »
هر حركتى داراى يك موضوع است
برهانى كه مؤلف قدس سره در اين قسمت براى اثبات وجود موضوع در هر حركت اقامه مىكنند ، از مقدمات چندى به شرح ذيل تشكيل شده است :
1 - حركت عبارت است از خروج تدريجى شىء از قوه به فعل . بنابراين ، در هر حركتى يك قوه است و يك فعل و شىء از حالت قوه به سوى فعل منتقل مىشود .
2 - قوه ، يك وجود لغيره و قائم به غير دارد . بنابراين ، در حركت بايد يك شىء لنفسهاى وجود داشته باشد كه محل و معروض قوه باشد .
3 - محل و معروض قوه همان ماده است و اين قوه كمال براى ماده محسوب مىشود و ماده با آن متحد مىباشد .
4 - وقتى قوه به فعليت بدل مىشود . فعليت جايگزين قوه شده و با ماده متحد مىگردد ، زيرا قوه و فعل دو مرتبهء وجود يك شىء هستند و يك نوع اتحادى ميان آنها برقرار مىباشد و چون ماده با قوه متحد است و قوه نيز با فعل اتحاد دارد ، ماده با فعل نيز متحد خواهد بود .
از اين مقدمات چهارگانه نتيجه مىشود كه در هر حركتى چيزى وجود دارد ، كه با حركت ( وجود سيالى كه يك طرف آن قوه و طرف ديگر آن فعليت است ) اتحاد دارد و حركت بر آن عارض مىگردد و به آن وصف مىدهد و اين شىء همان موضوع حركت است « 2 » .
هامش
( 1 ) . توضيح بيشتر در بارهء موضوع حركت جوهرى در فصل دوازدهم خواهد آمد
( 2 ) . براى اثبات موضوع حركت ، بيانها و براهين ديگرى نيز ارائه شده است كه در فصل دوازدهم به آنها اشاره خواهد شد