تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
جاى قوه با ماده ، متحد مىشود ؛ مثلًا مادهء آب ، بالقوه بخار است . و نيز جسم ترش مزه ، بالقوه شيرين مىباشد و وقتى آب به بخار و ترشى به شيرينى تبديل گرديد ، همان ماده‌اى كه در آب بود ، در بر دارندهء صورت بخارى مىگردد ؛ نيز همان جسم ترش مزه دربردارندهء شيرينى مىشود . بنابراين هر حركتى را موضوعى است كه حركت به آن وصف داده و بر آن جارى مىگردد . شرح و تفسير

موضوع حركت

موضوع حركت همان امر ثابتى است كه حركت بر آن جارى مىگردد و بدان وصف مىدهد . به ديگر سخن : موضوع حركت يا متحرك همان چيزى است كه حركت را در خود مىپذيرد . در حركت عرضى ، موضوع حركت همان جوهر و ذات شىء است كه صفاتش عوض مىشود و با حفظ ثبات خود حالت‌ها و منزلت‌هاى گوناگون مىيابد و جامه‌هاى متفاوت بر تن مىكند . در انواع گوناگون حركت عرضى - مانند سنگى كه بر زمين مىافتد ( حركت در مكان ) ، زمين كه بر محور خود مىچرخد ( حركت در وضع ) ، آب كه گرم مىشود ( حركت در كيف ) و نهال ضعيفى كه درخت تنومندى مىگردد ( حركت در كم ) - متحركى داريم كه در بسترى حركت مىكند . بستر و مقوله‌هايى كه حركت در آنها واقع مىشود ( وضع ، مكان ، كم و كيف ) به منزلهء راه‌روهايى است كه متحرك ( موضوع حركت ) از ميان آنها عبور مىكند و يا چون جامه‌هايى است كه متحرك آنها را به‌طور متصل و مستمر ، يكى به دنبال ديگرى ، بر تن مىكند ؛ مثلًا گرم شدن تدريجى آب بدين معناست كه چيزى به نام آب ( جوهر آب ) هر دم جامهء نوينى از گرما ( مقولهء كيف ) به تن مىپوشد . اين در مورد حركت عرضى بود ، اما در حركت جوهرى ، موضوع حركت را مىتوان همان ماده‌اى دانست كه قوهء محض است و فعليتى جز قوه بودن ندارد . اين