شرح و تفسير
تفاوت ماده و جنس
معناى مشترك ميان چند ماهيت دوگونه ممكن است اعتبار شود : يكى به شرط لا و ديگرى لابشرط . مراد از « به شرط لا » در اينجا همان چيزى است كه تحت عنوان « اصطلاح ديگر به شرط لا » در فصل دوم از آن گفت و گو كرديم .
مقصود از اعتبار « به شرط لا » آن است كه ماهيت مشترك ميان چند نوع را به صورت محصل تعقل كنيم ؛ يعنى به صورت يك ماهيت تام « 1 » و مستقل ؛ ماهيتى كه براى تتميم و تكميل ذات خود نيازمند انضمام چيزى به آن نيست . به ديگر سخن : ماهيت را به عنوان جزيى از كل كه مغاير با كل و نيز مغاير با جزء مقارن با آن است ، اعتبار كنيم . در اين صورت ، ماهيت ياد شده ماده ناميده مىشود ؛ نه بر كلّ حمل مىشود و نه بر جزء ديگرى كه به آن ضميمه شده است .
در برابر ، اعتبار « لا به شرط » است كه آن ماهيت مشترك را به عنوان يك ماهيت مبهم و تحصل نيافته در نظر بگيريم ؛ يعنى به صورت يك ماهيت ناقص كه براى تتميم ذات خود نيازمند فصلى است كه به آن ضميمه شود . در صورت انضمام چنين فصلى به آن ، ميان آن دو اتحاد و يگانگى برقرار خواهد بود ؛ چنانكه ميان هر يك از آنها با نوع چنين اتحادى برقرار مىباشد . در اين اعتبار ، ماهيت مشترك ، جنس خواهد بود و مىتوان آن را بر نوع و بر فصلى كه به آن ضميمه مىشود ، حمل نمود .
مثال : انسان يك نوع حقيقى است كه در خارج ، از دو جزء تشكيل شده است : ماده و صورت . مادهء انسان همان بدن است ؛ يعنى جسم نامى حساس متحرك بالاراده ؛ حال اگر اين جزء را همانگونه كه در خارج است ( به عنوان يك جزء از انسان كه داراى
هامش
( 1 ) . و به همين خاطر است كه ماده يكى از انواع جوهرى به شمار مىرود و نوع همان ماهيت تام است