تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
يك‌ديگر لا به شرط در نظر گرفته شوند ] تقدم بر اجزائى كه با وصف اجتماع ملاحظه شده‌اند ، دارند . علاوه بر آن‌كه ذاتيات ماهيت از آن جهت كه هر كدام جزيى از تعريف ماهيتند ، « جزء » ناميده مىشوند ، والّا [ نسبت به اصل ذات ] هر يك از آنها عين آن ماهيت مىباشد [ و بنابراين ، نه جزئيتى مطرح مىشود و نه تقدم جزء بر كل . ] شرح و تفسير در مورد ويژگى سوم مفاهيم ذاتى - يعنى تقدم اجزاى ماهيت در مقام تعقل و ادراك ماهيت ، بر خود ماهيت - اشكالى مطرح شده است و آن اين‌كه : ماهيت چيزى جز همان اجزا نيست و ماهيت مساوى است با مجموع اجزا . بنابراين ، اگر بگوييم هر يك از اجزا تقدم بر ماهيت دارند ، ولو اين تقدم در ظرف تعقل و ادراك ماهيت باشد ، لازمه‌اش آن است كه شىء بر خودش تقدم داشته باشد . مثلًا ماهيت انسان از حيوان و ناطق تشكيل مىشود ؛ حال اگر هم حيوان و هم ناطق بر انسان تقدّم داشته باشند ، لازمه‌اش تقدم شىء بر خودش خواهد بود ، زيرا انسان همان مجموع حيوان و ناطق است . مؤلف اين اشكال را با دو بيان پاسخ مىگويد : جواب اول : درست است كه مجموع اجزا در واقع همان كل است و كل چيزى جز مجموعهء اجزاى خود نيست ، اما اعتبار مجموع اجزا ، يا به تعبير مؤلف « اجزاء بالأسر » ، با اعتبار كل تفاوت دارد . در مورد نخست ، اجزا در حال اجتماع اعتبار مىشوند ، بدون آن‌كه وصف اجتماع به عنوان شرط و يا جزء در آنها اعتبار شود ( لابشرط الاجتماع ) ، اما در مورد دوم ، اجزا به شرط الاجتماع اعتبار مىشوند ؛ به تعبير ديگر : مقدم ، نفس الاجزاء است ، صرف نظر از هيئت اجتماعيهء آن ومؤخر ، اجزاى به شرط الاجتماع است و تقدم نفس الاجزاء بر اجزاى به شرط الاجتماع به خاطر آن است كه تا نفس الاجزاء نباشد اعتبار تركيب نمىتواند به آنها تعلق بگيرد . ابتدا بايد اجزاء تصور شود و آن‌گاه اعتبار وحدت در مورد آنها بشود ، تا كل صورت بندد .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 57 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى