مقدمهء سوّم :
تحقق معلول بدون علت ممكن نيست . اين اصل مقتضاى قانون عليت است كه در فصل اول بيان شد .
نتيجه آنكه
: وجود معلول در ظرف وجود علت تامه ، واجب و ضرورى مىباشد .
يك نكته
مؤلف قدس سره در مقام بيان مقدمهء دوم به جاى آنكه بگويد : اگر عدم معلول در ظرف وجود علت تامه ممكن باشد ، تحقق معلول بدون علت جايز و ممكن خواهد بود ؛ گفته است : « اگر عدم معلول در ظرف وجود علت تامه ممكن باشد ، لازمهاش تحقق معلول بدون علت است . » امّا اين درست نيست ، زيرا امكان چيزى مساوى و يا مستلزم وقوع آن چيز نيست . لذا بايد عبارت بدين صورت تصحيح شود : « لازمهاش امكان تحقق معلول بدون علت است » .
برهان نخست بر وجوب بالقياس علت نسبت به معلول
وإذا كانَ المعلولُ موجوداً ، وَجَبَ وجودُ علّتِهِ ؛ وإلّا جازَ عدمُها مع وجودِ المعلولِ ، وقد تقدَّمَ أنّ العلّةَ ، سواءٌ كانتْ تامّةً أو ناقصةً ، يلزمُ من عدمِها عدمُ المعلولِ .
ترجمه
و همچنين اگر معلول ، موجود باشد ، وجود علت واجب و لازم خواهد بود ، زيرا در غير اين صورت ، نبودِ علت همراه با وجود معلول ، ممكن مىباشد ، حال آنكه پيش ازاين « 1 » آورديم : عدمِ علت ، خواه تامه وخواه ناقصه ، لزوماً عدمِ معلول را درپى خواهد داشت .
هامش
( 1 ) . در فصل پيشين