تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ادامه پيدا مىكند ، چرا كه همان جزء به دست آمده نيز حجمى دارد ، به دليل آن‌كه تقسيم ، حجم را از بين نمىبرد ؛ لذا دو طرف مختلف خواهد داشت . اين رأى منسوب به حكما است . 3 - جسم مجموعه‌اى از ذرات ريز و سخت است كه حجم اندكى دارند و لذا اگرچه قابل انقسام خارجى نيستند ، ولى انقسام وهمى و عقلى در آنها راه دارد . اين قول منسوب به ذىمقراطيس ( دمكريت ) است . 4 - جسم از ذراتى تشكيل يافته كه نه قابل انقسام خارجى هستند و نه قابل انقسام وهمى و عقلى ، بلكه فقط مىتوانند مورد اشارهء حسى قرار گيرند . اين ذرات ، محدودند و از يك‌ديگر فاصله دارند و هنگام بريدن يك جسم ، ابزار برش در واقع از همان فاصلهء بين ذرات عبور مىكند . اين قول به متكلمان نسبت داده شده است . 5 - جسم از اجزائى كه در قول چهارم وصف شد ، تشكيل شده است ؛ با اين تفاوت كه طبق اين نظر آن اجزا نامحدودند . آن‌چه دو قول اخير را ابطال مىكند ، آن است كه : اين ذراتِ غير قابل تجزيه يا فاقد حجم‌اند ، كه در اين صورت محال است از اجتماع آنها يك جسم داراى حجم به وجود آيد و يا داراى حجم‌اند ، كه در اين صورت لااقل قابل انقسام وهمى و عقلى خواهند بود ، ولو به خاطر نهايت كوچكى ، قابل انقسام خارجى نباشند . علاوه بر آن‌كه اگر اين ذرات را غير محدود بدانيم ، جسمى كه از آنها تشكيل يافته نيز داراى حجم نامحدودى خواهد بود . البته براهين ديگرى نيز براى ابطال ذرهء غير قابل تجزيه بيان شده كه در كتاب‌هاى مفصل آمده است . نظر دوم نيز قابل قبول نيست ، زيرا از طرفى ، ادله‌اى كه با آن خواسته‌اند اثبات كنند جسم بسيط « 1 » ، همان‌طور كه حواس درك مىكند ، يك واحدِ جوهرىِ متصل و بدون فاصله
هامش
( 1 ) . و آن جسمى است كه متشكل از چند جسم با طبيعت‌هاى گوناگون نيست ؛ مانند : اجسام عناصر اوليه . ( مؤلف )
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 151 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى