و قال بعضهم : معنى الرؤية هو أن ينكشف لعباده المؤمنين في الآخرة انكشاف البدر المرئيّ .
و الحقّ انّهم إن عنوا بذلك الكشف التّام فهو مسلّم ، فإنّ المعارف تصير يوم القيمة ضروريّة ، و إلّا فلا يتصوّر منه إلّا الرّؤية ، و هو باطل عقلا و سمعا .
أمّا عقلا فلانّه لو كان مرئيا ، لكان في جهة فيكون جسما ، و هو باطل لما تقدّم .
بيان الأوّل ، انّ كلّ مرئيّ ، فهو إمّا مقابل أو في حكم المقابل ، كالصّورة في المرآة ، و ذلك ضروريّ ، و كلّ مقابل أو في حكمه فهو في جهة ، فلو كان الباري تعالى مرئيا لكان في جهة .
شرح
برخى از ايشان گفته است : معناى ديدن آن است كه خداوند در آخرت ، منكشف و آشكار مىشود ، همچون انكشاف و آشكارگى ماه شب چهارده كه ديده مىشود .
حق آن است كه اگر مقصود ايشان كشف تامّ [ - وضوح كامل چيزى ] باشد امرى مسلّم است ؛ چراكه در روز قيامت معارف ، [ از جمله توحيد ] ضرورى مىگردد ، و گرنه ، معناى ديگرى جز ديدن براى آن متصوّر نيست ، كه عقل و نقل بر بطلان آن گواهى مىدهد .
امّا عقل به جهت آنكه اگر خداوند ديدنى باشد ، در جهتى خاص قرار خواهد داشت ، پس جسم خواهد بود ، و اين ، به دليل پيش گفته ، باطل است .
بيان امر اوّل [ يعنى ملازمه ميان ديدنى بودن خداوند و جهت داشتن او ] آن است كه هرچيز ديدنى يا در مقابل بيننده است و يا در حكم مقابل مىباشد ، مانند صورت در آينه [ كه در حكم چيزى است كه در مقابل بيننده قرار دارد . ] و اين ضرورى است . و هرچه مقابل يا در حكم مقابل است ، در جهتى قرار دارد . پس اگر خداى متعال ديدنى باشد در جهتى خواهد بود .