« و أنت الخليفة من بعدي » ؛
« و أنت ولىّ كلّ مؤمن و مؤمنة بعدي » ؛
و غير ذلك من ألفاظ الدّالة على المقصود ، فيكون هو الإمام ، و ذلك هو المطلوب .
الثّاني ، انّه أفضل النّاس بعد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله فيكون هو الإمام لقبح تقديم المفضول على الفاضل . أمّا أنّه أفضل فلوجهين :
الأوّل ، أنّه مساو للنبيّ صلّى اللّه عليه و إله ، و النبيّ أفضل فكذا مساويه ، و إلّا لم يكن مساويا . أمّا انّه مساو له فلقوله تعالى في آية المباهلة :
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ،
و المراد بأنفسنا هو علي بن أبي طالب عليه السّلام ، لما ثبت بالنّقل الصحيح ، و لا شكّ أنّه ليس المراد به أنّ نفسه هي
شرح
كرده است : « بر او با عنوان امير المؤمنين سلام دهيد » ؛
« و تو خليفهء پس از من هستى » ؛
« و تو پس از من ، ولىّهرمرد و زن مؤمن هستى » ؛
و تعبيرهاى ديگرى كه بيانگر مقصود است ؛ پس او امام است ، و همين مطلوب است .
دليل دوم : او افضل مردم پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله است ، پس امام است ، چون مقدّم داشتن كسى كه فضلش كمتر است بر كسى كه فضلش بيشتر است ، قبيح مىباشد . امّا افضل مردم بودن وى دو دليل دارد :
1 . او با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله برابر است ، و پيامبر افضل مردم است ، پس كسى كه مساوى اوست نيز افضل مردم خواهد بود . امّا اينكه او مساوى پيامبر است ، دليلش آيهء مباهله است كه در آن آمده : « و نفسهايمان را و نفسهايتان را » [ آل عمران / 61 ] ، و مقصود از نفسهايمان ، على بن طالب عليه السّلام است ، به دليل رويدادى كه با نقل صحيح ثابت شده است [ و آن اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در مباهله با مسيحيان ، على را با خود برد ] و ترديدى نيست كه در اين آيه ، مقصود آن نيست كه نفس على همان نفس پيامبر است [ و اين دو يكى هستند ] ، چون اتحاد باطل است ، [ و هرگز دو چيز در عين حال كه دو چيزند ، يك