اين حاشيهء عجيب و غريبى است ، چون شخص خليفهء دوم نيز چنين ادعايى ندارد ، به علاوه آنكه منع در زمان خلافت عمر صورت گرفته است ، نه در زمان خلافت أبو بكر .
بعضى از حاشيهنويسها نيز به خاطر ضعيف بودن شريك اين حديث را ضعيف دانستهاند ولى شريك كسى است كه ذهبى او را قوى مىداند و در بارهء او مىگويد : او حافظ راستگويى است ، يكى از پيشوايان است و يحيى بن معين نيز او را راستگو مىداند . ذهبى بازمىگويد : او پيمانهء دانش است . . .
و چيزهاى ديگرى نيز در مورد او گفتهاند . « 1 »
عبد الرزاق از معمر ، از ايوب نقل كردهاند كه عروه به ابن عباس گفت :
آيا از خدا نمىترسى و متعه را جايز مىدانى ؟ ابن عباس گفت : عريّه ! از مادرت بپرس ! عروه گفت : ولى أبو بكر و عمر چنين نمىكردهاند ، آنگاه ابن عباس گفت : به خدا قسم ! تا خداوند شما را عذاب نكند بعيد مىدانم دست برداريد ، من از قول رسول خدا صلى الله عليه و آله سخن مىگويم و شما از گفتار أبو بكر و عمر مىگوييد !
عروه گفت : آن دو از سنت پيامبر صلى الله عليه و آله آگاهترند و در پيروى كوشاترند . « 2 »
در پاورقى اين حديث چنين آمده است : رجال اين حديث ثقه و قابل اعتمادند ، چون ابو مسلم كجى از سليمان بن حرب ، از حماد بن زيد ، از ايوب سختيانى ، از ابن ابى مليكه ، از عروه نقل كردهاند و اين اسناد صحيح است . « 3 »
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 274
( 2 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 15 ، ص 242
( 3 ) . همان .