را از اين كار بازنداشت و در زمان تو نيز چنين مىكرديم و هيچگاه ما را نهى نمىكردى . در اين هنگام عمر گفت : سوگند به آن كس كه جانم در دست اوست ، اگر بعد از نهى من چنين كنى ، سنگسارت خواهم كرد . . .
برايش روشن كنيد تا ازدواج را از زنا تشخيص دهد . « 1 »
چند نكته از اين روايت فهميده مىشود :
1 . اين شخص شامى از صحابهء پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است . چون مىگويد : ما در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله متعه مىكرديم .
2 . شاهدان نيز اين امر را انكار نكردند ، حتّى شهادت نيز دادند .
3 . متعه ( چنان كه بعضى گمان كردهاند ) در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نسخ نشده بود ، بلكه رواج داشت و تا زمان خلافت أبو بكر و حتى تا قسمتى از خلافت عمر نيز ثابت بوده است ؛ همانطور كه عمر هم اين ادعاى شامى را انكار نكرد .
4 . اگر متعه حرام و زنا بود ( همانطور كه بعضى گمان كردهاند ) ، پس امّ عبد الله در اين جريمه شريك بود ، چون او آن زن را براى مرد شامى آورد و ميان آن دو واسطه شد . پس با اين وجود مىتوان او را قوّاده ( دلّال ) دانست و لا اقل نياز به تعزير دارد . « 2 » در حالى كه خليفه با او هيچ برخوردى
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، ج 16 ، ص 522 ، ح 45726
( 2 ) . بهوتى مىگويد : قواده كه باعث فساد زنان و مردان مىشود ، حد اقل اينكه بايد او را به اندازهء كافى كتك زد و اين حكم مشهور است . كشف القناع ، ج 6 ، ص 127 .
ابن تيميه نيز چنين مىگويد . فروع مقدّسى ، ج 6 ، ص 115 ؛ فتاوى الكبرى ، ج 4 ، ص 299 ؛ النفى و التغريب ، ص 108 و موارد السجن ، ص 273