تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الزواج الموقت عند الصحابة والتابعين ( ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعين ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
عقدى ميان او و پدرت صورت گرفته است ؟ او از مادرش پرسيد و پاسخ شنيد كه : من تو را به طريق متعه به دنيا آوردم . « 1 »
هامش
( 1 ) . المحاضرات ، ج 2 ، ص 94 مؤلف : متن گفتگو در بعضى از منابع ( شيعه ) چنين آمده است : أبو القاسم كوفى مىگويد : بعضى از علماى شيعه نقل كرده‌اند كه وقتى ابن عباس وارد مكه شد و عبد الله بن زبير نيز بر فراز منبر خطبه مىخواند ، چون نظرش به ابن عباس افتاد ( در آن روزها نابينا بود ) گفت : اى مردم ، كورى نزد شما آمده كه خدا دل او را نيز كور كند ، او عايشه امّ المؤمنين را دشنام مىدهد و نزديكان و اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله را لعن مىكند و متعه را حلال مىشمارد ، در حالى كه زناى محض است . اين گفتار بر ابن عباس سنگين آمد ، در آن حال غلامش - عكرمه كه دست او را گرفته بود - را صدا زد و گفت : مرا نزديك او ببر ، پس او را نزديك برد ، تا اينكه مقابل او ايستاد و شعرى به اين مضمون خواند : زمانى كه با گروهى رو برو مىشويم ، آن گروه را متلاشى مىكنيم . . . تا اينكه گفت : و اما اينكه مىگويى : متعه را در حالى كه زناى محض است ، حلال مىدانم ؛ به خدا قسم ! در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن عمل مىشد و پس از ايشان نيز پيامبرى بر انگيخته نشد ؛ دليل جواز آن نيز گفته ابن صهاك است ، كه مىگفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله وجود داشت و من آن دو را منع مىكنم و ( مرتكبين را مجازات مىكنم ) و ما گواهى او ( جواز متعه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله ) را مىپذيريم و تحريم او را قبول نمىكنيم . تو نيز از متعه متولد شده‌اى ، پس وقتى از اين چوب ( منبر ) پايين آمدى از مادرت در مورد بُردهاى ( پيراهن ) عوسجه بپرس ! عبد الله بن عباس رفت و عبد الله بن زبير نيز پايين آمد و با سرعت به سوى مادرش رفت و گفت : درباره بردهاى عوسجه برايم بگو ! و با عصبانيت اصرار كرد ، مادرش گفت : پدرت با رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و مردى به نام عوسجه دو برد ( پيراهن ) را به او هديه كرد و پدرت از بىهمسرى به پيامبر صلى الله عليه و آله گلايه و شكايت كرد ، آنگاه آن حضرت يكى از دو پيراهن را به او داد و او نيز نزد من آمد و با آن پيراهن مرا متعه كرد و