را در عصر عمر يا ابو بكر متعه كرد و از وى داراى فرزند شد . « 1 »
عبد الرزاق نيز در مصنف خود ، داستان متعهء مردى از قبيلهء بنى جمح ( كه همان سلمه باشد ) را آورده است :
وى از ابن جريج از عطا . . . و او از صفوان نقل مىكند كه گفت : ابن عباس به زنا فتوا مىدهد ! ابن عباس گفت : خير ! به زنا فتوا نمىدهم . آيا صفوان امّ اراكه را فراموش كرده است ؟ به خدا قسم فرزند امّ اراكه از متعه است . پس آيا زنا كرده است ؟ « 2 »
گفتنى است آن مرد ( همانطور كه مشخص است ) سلمة بن امية بن خلف جمحى است . همانطور كه همه ، از جمله عمر بن شبه و ابن كلبى و ابن حزم بر آن تأكيد كردهاند و عسقلانى نيز در الاصابه به آن اشاره نموده است . « 3 »
ه ) عمر بن شبّه مىگويد : سلمة بن اميّهء سلمى ، كنيز حكيم بن امية بن اوقص اسلمى را متعه كرد و از او فرزندى به دنيا آورد ولى او را انكار كرد . « 4 »
ابن كلبى نيز آن را ذكر كرده و اين عبارت را بر آن افزوده است : چون عمر از آن آگاه گرديد مردم را از متعه نهى كرد .
و همچنين روايت شده است كه سلمه زنى را متعه كرد ، عمر با خبر شد و او را تهديد كرد . « 5 »
هامش
( 1 ) . جمهرة انساب العرب ، ابن حزم ، ص 159
( 2 ) . مصنف عبد الرزاق ، ج 7 ، ص 498
( 3 ) . الاصابه ، ج 2 ، ص 63 و ج 4 ، ص 333 ؛ المحلى ، ج 9 ، ص 519 ؛ شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 154
( 4 ) . تاريخ المدينه ، ج 2 ، ص 719
( 5 ) . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 224