تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الزواج الموقت عند الصحابة والتابعين ( ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعين ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
الف ) ابن حزم مىگويد : بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله گروهى از اصحاب ، از جمله عمرو بن حريث معتقد بودند كه متعه حلال است . « 1 » ب ) عبد الرزاق از ابن جريج و او از عطا نقل مىكند كه گفت : نخستين بار متعه را از صفوان بن يعلى شنيدم . بعضى آن را انكار كردند . از ابن عباس پرسيدم ، گفت : آرى ، چنين است . آن را در دل نمىپذيرفتم تا اينكه جابر بن عبد الله از حج آمد ، به منزلش رفتيم ، مردم پرسش‌هاى گوناگون نموده ، به متعه اشاره كردند ، جابر گفت : آرى ! در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و أبو بكر و عمر متعه مىكرديم ، تا اينكه در اواخر خلافت عمر ، عمرو بن حريث با زنى ازدواج موقت كرد ، ( جابر اسم آن زن را نيز گفت ، ليكن ما فراموش كرديم ) . آن زن حامله شد و عمر وقتى از اين قضيه آگاهى يافت ، صحّت و سُقم اين خبر را از آن زن پرسيد ، زن پاسخ داد : آرى ، عمر گفت : چه كسى شاهد بود ؟ عطا مىافزايد : نمىدانم آن زن گفت : مادرم يا سرپرست و ولى من . « 2 » از سخن عمر كه گفت : « من أشهد ؟ » ؛ « چه كسى شاهد بود ؟ » ، چنين فهميده مىشود كه شخص عمر نيز در ازدواج متعه در صورت بودن شاهد اشكالى نمىديد ؛ به عبارت ديگر ، در ازدواج حضور شهود معتبر است و عدم آن ، عقد را مختل مىكند ، همانطور كه مبناى تمام اهل سنت است و گفتهء ابن حزم نيز گواه آن است كه عمر بن خطاب منكر متعه است ، در صورتى كه دو
هامش
( 1 ) . المحلى ، ج 9 ، ص 519 ؛ شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 154 ( 2 ) . مصنف عبد الرزاق ، ج 7 ، ص 496 ؛ كنز العمال ، ج 16 ، ص 518 ، ح 45712 ؛ فتح البارى ، ج 9 ، ص 141