اگر عمر مردم را از متعه نهى نمىكرد ، جز انسان بدبخت مرتكب زنا نمىشد . « 1 »
ج ) رازى همچنين گفته است : اگر براى نهى از متعه ناسخى وجود داشت ، قطعاً به وسيلهء اخبار متواتر و يا خبر واحد معلوم و مشخص مىشد . اگر با اخبار متواتر مشخص شده است ، چگونه ممكن است على بن ابى طالب عليه السلام و عبد الله بن عباس و عمران بن حصين آن را انكار كنند و با آن مخالفت نمايند ؟ آيا چنين چيزى ممكن است ؟ « 2 »
د ) ابن حزم مىگويد : در بارهء قول به جواز متعه ، از على بن أبي طالب نظريات مختلفى نقل شده است . « 3 »
على بن ابى طالب عليه السلام كيست ؟
چه مىتوان گفت دربارهء كسى كه دروازهء شهر علم و حكمت است .
كسى كه او با قرآن و قرآن با اوست . كسى كه او با حق و حق نيز با اوست و بالأخره كسى كه اگر نبود ، خلفا هلاك مىشدند ، بلكه اگر نبود ، خيمهء دين ، ستون و عمودى نداشت !
چه مىشود گفت دربارهء كسى كه پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله در شأن او فرمود : هر كس مىخواهد به آدم عليه السلام در حلمش و به ابراهيم عليه السلام در مقام خليل بودنش و به موسى عليه السلام در مناجاتش و به يحيى عليه السلام در زهدش
هامش
( 1 ) . تفسير كبير ، ج 10 ، ص 50 ؛ كنز العمال ، ج 16 ، ص 522 ، ح 45728 ؛ الدر المنثور ، ج 2 ، ص 140
( 2 ) . تفسير كبير ، ج 10 ، ص 52
( 3 ) . المحلّى ، ج 9 ، ص 520