عدد ايّامش را از ولادت دومى حساب كند ، و ابتدا نفاس را از ولادت اوّلى .
و اگر بعد از زاييدن تا ده روز خون نديد ، و روز دهم خون ديد ، نفاس است ؛ و اگر در روز اوّل ديد و ديگر نديد تا روز دهم ، همه نفاس است .
] 4 / B [
مقصد چهارم : در غسل ميّت است
و آن واجب كفايى است مثل باقى احكام مرده ، از كفن و دفن كه آنها هم واجب كفايى است .
و واجب است غسل دادن هر ميّت مسلمى ، مگر خوارج و غلات « 1 » .
و امّا مخالفين ، [ پس ] واجب است [ كه ] آنها را به طريق خودشان غسل داد .
و واجب است آنكه محتضر را رو به قبله بخوابانند به قسمى كه اگر بنشيند ، رو به قبله باشد .
و مستحبّ است تلقين كردن [ به ميّت ] شهادتين [ را ] و اقرار به ائمّه عليهم السّلام ، و تلقين كلمات فرج و نقل كردن ميّت را به نمازگاهش ، و پوشاندن چشم ميّت را ، و بستن دهانش را ، و كشيدن دو دستش را ، و پوشاندن او را با جامه ، و تعجيل كردن در برداشتن او ؛ مگر آنكه مشتبه باشد و مردن او ، معلوم نباشد .
و مكروه است گذاردن آهن بر شكم او ، و حاضر شدن جنب يا حايض نزد او .
و اولى مردم و احقّ به غسل دادن مرده ، كسانى هستند كه احقّند به ارث او . و شوهر در تمام احكام ميّت ، أولى [ - سزاوارتر ] از ديگران است .
و بايد آنكه مرد را مرد ، غسل دهد و زن را زن ؛ مگر زن و شوهر ، كه جايز است غسل دادن هر يك از آنها ديگرى را ؛ اگرچه در حال اختيار باشد .
و خنثاى مشكل - كه ملحق به هيچكدام از مرد و زن نباشد - ، غسل مىدهند [ محارمش ] او را ، از پشت جامه [ - لباس ] .
و اجنبى ، مىتواند دختر سه ساله را برهنه غسل دهد . و همچنين زن اجنبيه ، مىتواند پسر سه ساله را غسل دهد .
و اگر مسلمى مرد و مرد مسلم و محارمش - يعنى زنى كه از اقارب ميّت باشد -
هامش
( 1 ) . كسانى كه دربارهء امير المؤمنين علىّ عليه السّلام غلو كردهاند ؛ و نيز نك : روض الجنان ، ج 1 ، ص 252 .