العادة است ، يا مبتدئة .
امّا ذات العادة ، پس دو روز ، صبر كند پس غسل كند و نماز بخواند و روزه بگيرد ؛ اگر منقطع شد تا ده روز ، روزهاش را قضا كند ؛ و الّا ، قضا ندارد .
و اگر مبتدئه بود ، [ بايد ] صبر كند تا آنكه يا ده روز بگذرد ، يا پيش از ده روز ، پاك شود .
و ( بدان كه ) صاحب عادت مىشود كه حيض او مقدّم بشود بر عادت ، يا مؤخّر شود از آن ؛ پس اگر در عادت خود يا پيش از عادت ، يا بعد از عادت خود خون ديد ، تماما حيض است ، يا آنكه از ده روز نگذرد ؛ چه آنكه پيش از عادت خود باشد ، چه بعد از عادت ، يا هر دو ؛ و اگر از ده روز گذشت همان به قدر عادت ، حيض است .
و ( بدان كه ) واجب است از براى حايض غسل ، بعد از منقطع شدن خون ؛ و غسل او ، مثل غسل جنابت است .
و حرام است بر او در حال حيض ، آنچه كه مشروط به طهارت باشد مثل نماز و طواف و مسّ نوشتهء قرآن . و روزه از او ، صحيح نيست ، و طلاق دادن او در ايّام حيض بعد از دخول ، صحيح نيست ؛ مگر در چند صورت . « 1 »
] 4 / A [
و حرام است بر حايض درنگ كردن در مساجد ، و خواندن سورههاى سجدهدار ، [ و اگر سورههاى سجدهدار را خواند يا شنيد ، بايد سجده كند ] « 2 » .
و حرام است بر شوهر وطى او ؛ و اگر وطى كرد در اوّل حيض ، يك دينار كفّاره بدهد و در وسط حيض ، نصف دينار و در آخر [ حيض ] ، ربع دينار .
و مكروه است وطى ، بعد از منقطع شدن خون و پيش از غسل كردن .
و مكروه است بر حايض خضاب كردن ، و برداشتن قرآن ، و لمس حواشى قرآن ، و خواندن غير از سورههاى سجدهدار [ را ] ؛ كه [ خواندن سورههاى سجدهدار ] حرام است ، و عبور در مساجد .
و مكروه است بر زوج ، استمتاع به ما بين ناف و زانو .
هامش
( 1 ) . عبارت علّامه حلّى در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 228 ) چنين است : « و لا يصحّ طلاقها مع الدخول و حضور الزوج أو حكمه » ؛ براى توضيح بيشتر نك : روض الجنان ، ج 1 ، ص 208 .
( 2 ) . عبارت در كروشه ، ترجمهء عبارت « لو تلت إستمعت » در متن إرشاد الأذهان مىباشد .