ماه ديگر ، ده روز قرار دهد ، و به همين ترتيب عمل نمايد .
و امّا مضطربه - كه عدد ايّام حيض او مختلف است و عادت مستقرّه ندارد - هرگاه زياده از ده روز خون ديد ، « 1 » ايّام حيض خود را سه روز ، يا هفت روز ، يا ده روز قرار دهد .
و اگر ابتداى حيض را مىداند و آخر آن را نمىداند ، از همان روز ابتدا ، سه روز حيض قرار بگذارد ؛
و اگر آخر آن را مىداند و اوّلش را نمىداند ، پس نهايت حيض را تا همان روز حساب كند ، و در غير اين روزها عمل مستحاضه را ترك نكند ، و غسل حيض مىكند [ در ] هر وقت كه احتمال منقطع شدن حيض را مىدهد ، و روزهء يازده روز را از ماه رمضان را قضا مىكند . « 2 »
" و اگر حساب عادت ايّام حيض را دارد دون وقت ، در هر وقتى كه احتمال وقت مىدهد ، عمل مستحاضه بكند .
و همچنين هر وقت كه احتمال منقطع شدن حيض را مىدهد ، غسل كند و قضاى روزهء خود را به مقتضاى عدد حيض ، حساب كند و قضا را به جا آورد " .
و اين حكم از براى ذاكرة العدد دون الوقت ، در وقتى است كه عدد ايّام حيض او ناقص باشد از پنج روز ، يا پنج روز باشد ؛
و اگر عدد ايّام حيض او زياده بر پنج روز شد - مثل آنكه عدد آن ، شش روز بود - پس آن زيادتى و آن پنج روز ، حيض است - مثل آنكه عدد آن ، شش روز در ده روز باشد و شش روز خون ديد ؛ كه آن پنج با ششم حيض است .
و هر خونى كه ممكن است خون حيض باشد ، محكوم به حيض است .
پس اگر در سه روز خون ديد و منقطع شد تا روز دهم ، پس در [ روز ] دهم ديد ، تمام اين ده روز ، حيض است .
و واجب است بر او ، استبراء كردن بعد از منقطع شدن حيض پيش از ده روز ، به اين كه پنبه را داخل كند ؛ اگر پاك بيرون آمد ، كه حايض نيست ، و اگر پاك نبوده ؛ يا ذات
هامش
( 1 ) . « و تميز صفات هم ممكن نشد » . [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . در هر دو نسخه چنين بود .