( فائده )
خونى كه پيش از نه سالگى ديده شود ، يا بعد از يأس ديده شود ، يا كمتر از سه روز متوالى ديده شود ، يا بعد از ده روز - كه منتهاى حدّ حيض و نفاس است - ، پس آن حيض نيست .
و اكثر حيض در [ زن ] قرشيه و نبطيّه « 1 » شصت سال است ؛ و در ديگران ، پنجاه سال ؛ كه يأس حاصل مىشود .
و اقلّ حيض ، سه روز پى در پى است و اكثر آن ، ده روز ؛ و ده روز ، اقلّ ايّام طهر است و كمتر فاصله ما بين طهر و حيض است .
و مستقرّ مىشود عادت ، به دو ماهى كه متفق باشد حيض آن دو ماه با هم ؛ به اينكه اگر آن هفت روز است ، اين هم هفت روز باشد ؛ و اگر آن در ميان ماه ديده شد ، اين هم در ميان ماه بعد [ ى ] ديده شود .
و اگر در ايّام حيض ، خون را به زردى و گرفتگى ببيند ، در حكم حيض است ؛ همچنان كه اگر در ايّام طهر ، خون را به صفت خون حيض ديد ، ملحق به استحاضه است . « 2 »
و اگر زياده از ده روز خون ديد ؛ اگر عادت مستقرّه داشته باشد ، رجوع كند به عادت خود ؛ و الّا اگر در خون ، صفات حيض يا استحاضه نمايان باشد ، ملحق به همان است ؛
و اگر از هيچ كدام از اين دو نباشد ، رجوع كند مبتدئه به عادت اهل خود ؛
و اگر عادت اهل او مختلف باشد ، يا از اصل ، اهل نداشته باشد ، رجوع كند به عادت اقران خود و همسالهاى خود ؛
و اگر عادت اقران او مختلف شد ، يا اقران مفقود شدند ،
] 3 / B [
اين قسم عمل كند كه در هر ماه ، هفت روز را از ايّام حيض قرار بدهد ؛ يا آنكه از يك ماه ، سه روز و از
هامش
( 1 ) . براى آشنائى با واژهء « نبطيّه » نك ، الصحاح ، ج 3 ، ص 1162 .
( 2 ) . عبارت علّامه حلّى در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 226 ) ، چنين است : « كما أنّ الأسود الحار في أيّام الطهر فساد » . براى علت تعبير فقها از « فساد » به « استحاضه » ، نك : روض الجنان ، ج 1 ، ص 182 .