امّا اگر بگويد : يك نفر از اين ده نفر با من معامله كرده [ است ] ؛ اقرب ، شنيدن دعواى او است و آنان را قسم بدهد ؛ و در آن اشكال است ؛ چون كه تقصير كرده در نسيان آن [ كسى ] كه با او معامله كرده تا مردّد شده ، و اقرب ، سماع است . « 1 »
و اگر اقامهء بيّنه كرد بر قتل يكى از ده نفر ، و بعد خودش يكى را تعيين كرد بدون اين كه بيّنه تعيين كند ، لوث ، در حقّ او ثابت مىشود .
و اگر ادعا كرد بر جماعتى كه ممكن نيست اجتماع آنان - مثل اينكه يك نفر از اهل اصفهان - مسموع نيست ؛ و همچنين اگر ادعا بر غائبى كند ؛ چون كه مباشرت غايب در امرى كه بر آن ادعا دارد ، ممكن نيست ؛ و اگر [ به ] قسمى شد كه ممكن شد ، صحيح است .
و هرگاه ادعا نمود
] 791 / B [
بر شخصى كه اين شخص با جماعتى كه عدد آنان را نمىداند ، شريك در قتل شدهاند ، مسموع است و حكم مىشود به صلح .
( امر ) چهارم : تفصيل ادعا ؛
در اين كه عمد بوده يا خطا يا شبه عمد ؛ و اينكه قاتل ، تنها بوده [ است ] يا شريك داشته .
و در شنيدن دعواى مطلق ؛ به اينكه بگويد اين قاتل است ، نظر است ؛ و اقرب شنيدن است به اين معنى كه حاكم ، تفصيل آن را مستفسر شود نه به طريق تلقين مدعى ؛ بلكه از جهت ثبوت ادعا ، و اگر ادعاى خود را تفصيلا ذكر نكرد ، مطروح است و حكم نمىشود كه بر طبق آن بيّنه بياورد « 2 » .
( امر ) پنجم : متناقض « 3 » نبودن ادعا است ؛
پس هرگاه ادعا آورد بر شخصى ، انفراد در قتل او بر ديگرى شركت را ؛ دعواى دوم شنيده نمىشود . و همچنين اگر بر دومى نيز انفراد را ادعا كند ؛ ولى اگر مدعا عليه دومى اقرار نمود ، ثابت مىشود .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : هرگاه ادعا كرد بر كسى قتل عمد را [ و ] بعد گفت : « مرادم قتل خطا بوده » ؛ يا ادعاى خطا كرد و گفت : « مرادم عمد بوده » ، دعواى اصل قتل ، باطل نمىشود .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 404 - 405 .
( 2 ) . نك : همان ، ص 406 - 407 .
( 3 ) . در نسخه « تناقض » بدل « متناقض » است .