شهادت فرع نيست ؛
و اگر فاسق شد يا دشمنى با مشهود عليه پيدا كرد ، يا مرتدّ شد ، شهادت فرع ، باطل است .
و اگر شاهد اصل ، انكار كرد شهادت خود را ، شهادت فرع ، باطل است [ بنا ] به قولى . « 1 »
و اگر بر طبق شاهد فرع ، حكم شد و شاهد اصل ، حاضر شد و مخالف شد ، ضرر ندارد و غرامتى در مدعى به ، بر شاهد فرع نيست .
و بايد شاهد اصل را به نامش ذكر كند ، و به تعديل او اكتفا نكند ؛ اگرچه عدالت هم لازم است كه به تعديل شاهد فرع يا معرفت خود حاكم ، ثابت شود ؛ كه اگر ثابت شد ، حكم مىكند ؛ و الّا تفتيش كند از عدالت او .
( خاتمه )
شاهد فرع ، لازم نيست [ كه ] شهادت بر صدق شاهد اصل بدهد .
مطلب پنجم : در [ بيان ] رجوع ( است )
كه آن يا از شهادت عقوبت است ، يا بضع ، يا مال است .
اوّل : عقوبت است كه اگر پيش از حكم ، شاهد رجوع كرد ، حكم نمىشود و حدّ قذف ، بر شاهد لازم است ؛ اگر بر زنا شهادت داده باشند .
و اگر گفتند : « اشتباه كرديم » ، شايد حدّ ساقط شود .
و اگر تصريح بر رجوع نكرد ؛ بلكه همينقدر گفت : « حكم نكن » ؛ پس رجوع كرد و گفت : « حكم كن » ، اقرب حكم است .
و در وجوب اعادهء شهادت ، اشكال است . « 2 »
و اگر بعد از حكم و پيش از اجراى آن رجوع كرد ، حكم را نقض كند ؛ چه حقّ خداى تعالى باشد ، يا حقّ الناس .
و اگر بعد از استيفاى قصاص ، در مورد قصاص رجوع كرد ؛
] 671 / B [
اگر گفت :
هامش
( 1 ) . براى اطلاع از تفصيل اين مسئله و اقوال موجود در آن ، نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 163 - 167 .
( 2 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 168 - 169 .