تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
شهادت بر شاهد فرع ، جايز است ؛ و اگر شاهد اصل ذكر سبب نكرد ، تحمّل جايز نيست ؛ و اگر گفت : « نزد من شهادت جزمى است از براى فلان » ، مثل اين است كه ذكر سبب كرده باشد . و در قسم اوّل كه شاهد اصل ، شاهد فرع را شاهد بگيرد مىتواند شاهد فرع بگويد : « مرا شاهد بر شهادت خود گرفت » و در اقسام ديگر ، بگويد : « شاهد شدم بر شهادت او » ، يا « شهادت مىدهم كه شهادت داده [ است ] » .
] 671 / A [

( امر ) سوم : ( در ) عدد ( شاهد فرع است )

( بدان كه ) بايد شهادت بدهد بر هر يك از شاهد اصل ، دو شاهد فرع ؛ و اگر دو نفر ، بر شهادت يكى [ از آن دو ] شهادت دادند و همان دو نفر ، بر شهادت ديگرى شهادت دادند ؛ يا يك شاهد با شاهد اصل ، بر شهادت شاهد اصل دومى شهادت دادند ؛ يا دو شاهد ، بر زياده از شهادت دو نفر شهادت دادند ؛ يا شاهد اصل ، يك مرد و دو زن بود ؛ يا چهار زن بود - در جايى كه صحيح است - ، پس دو شاهد شهادت بر شهادت هر يك از آنان دادند ، صحيح است . و در قبول [ كردن ] شهادت زنان بر شهادت - در جايى كه شهادت اصل آنان به تنهايى ، صحيح است ؛ چون عيوب باطنى زنان ، و آواز [ اوّلين ] طفل ، در اوّل زاييدن - ، محلّ تأمّل است . « 1 »

( امر ) چهارم : در [ بيان ] شروط حكم به شهادت ( فرع است )

( بدان كه ) مسموع نيست شهادت فرع ، مگر نزد تعذّر شاهد اصل يا به جهت مرض او يا غيبت او ؛ و ضابط در تعذّر [ شاهد اصل ] ، مشقّت است ؛ و مردن شاهد اصل و غيبت او و مرض و ديوانگى و ترديد و نابينايى « 2 » او ، مانع از
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 4 ، ص 161 - 163 . ( 2 ) . در متن إرشاد الأذهان ( ج 2 ، ص 165 ) لفظ « عمى » به معنى « نابينايى » آمده است ؛ ولى در نسخهء مترجم « غشوه » بدل « نابينايى » مىباشد .