تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
مثل ابوين و پنج دختر كه نصيب دختران ، چهار سهم است و چهار با پنج
] 361 / A [
وفقى ندارد ؛ و اگر وفق داشته باشد ، وفق عدد را در اصل فريضه بزن ، نه وفق نصيب را [ كه ] مثال آن [ عبارت است از ] ابوين با شش دختر كه ما بين شش و چهار - كه نصيب دختران است - وفق است كه دو و سه باشد . و اگر فريضه بر زياده بر يك طائفه منكسر و تفريق شد ؛ پس اگر ميان سهام هر فريقى و عدد خود آن فريق ، وفقى باشد ، ردّ كن هر فريقى را به وفقش ؛ و اگر سهام بعضى وفق دارد ، همان را ردّ به وفق كن ؛ و اگر از براى هيچ‌كدام از آنها وفقى نباشد ، هر عددى را به حال خود بگذار . پس اگر اعداد در هر قسمى از اين اقسام سه‌گونه متماثلند - مثل سه و سه - ، اكتفا كن در حساب بر يكى از آنها و آن را در فريضه ، ضرب كن - مثل چهار اخوهء پدرى و چهار اخوهء مادرى - . و اگر آن دو عدد ، متداخلند ؛ يعنى يكى از آنها فانى مىكند ديگرى را به دو مرتبه مثل دو ، و چهار [ و ] يا بيشتر مثل دو و شش كه سه دفعه كه دو را بشمارى ، شش تمام مىشود ، عدد بيشتر را ضرب كن - مثل سه اخوهء مادرى يا شش اخوهء پدرى - . و اگر عددين متوافقند - و متوافقين ، دو عددى هستند كه هرگاه ساقط شود ، عدد كمتر از زيادتر يك مرتبه يا بيشتر [ و ] از عدد زيادتر بيشتر از يكى بماند ، مثل ده و دوازده ؛ كه بعد از اسقاط ده از دوازده ، دو مىماند و وقتى دو را از ده چند مرتبه ساقط كردى ، ده فانى مىشود - [ كه ] در اين صورت وفق يكى را در ديگر ضرب كن و حاصل را در فريضه ضرب كن ، مثل چهار زوجه و شش اخوه ، كه ميان آنان توافق است ؛ و اگر عددين ، متباين هستند - به معناى اين كه اگر كمتر از زيادتر ساقط شود ، يك مرتبه يا زيادتر ، يكى بماند - [ كه ] در اين صورت ، يكى از آن دو عدد را در ديگرى ضرب نما و مجتمع را در فريضه بزن ؛ مثل دو برادر مادرى و پنج برادر پدرى ، [ در اين صورت ] دو را در پنج مىزنى [ كه ] ده مىشود و حاصل را در فريضه مىزنى كه سه باشد [ پس ] سى مىشود .

فصل چهارم : در [ بيان ] مناسخات است

( بدان كه ) وقتى [ يكى ] از ورثه پيش از قسمت تركه ، بميرد ، فريضهء اوّل
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 550 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي