مىكنند مال را ؛ كه از براى مرد ، دو قسمت زن باشد .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : اولاد ، منع مىكند از ارث ، هر كه را كه به واسطهء ابوين ، خويش شده باشد از قبيل اخوه و اجداد و اعمام و اخوال و اولاد هر يك از آنان و آن كه به واسطهء اولاد آنان خويش شده باشد چون اولاد اولاد ؛ و در حكم اولاد است از حيثيت مانع شدن از ارث ، اولاد اولاد .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : ابوين ، مانع مىشوند ابوين خود را از ارث ؛ لكن مستحبّ است كه طعمه به آنان بدهند ؛ اگر نصيب آنان ، زياده از سدس شد ؛ كه سدس را به آنان بدهند .
و اگر ابوين با اخوه بودند ، مستحبّ است از براى پدر ، طعمهء ابوينش ، نه از براى مادر .
و اگر با ابوين ، زوجى هم بود ، مستحبّ است از براى مادر ، طعمهء ابوينش نه از براى پدر .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : حبوه داده مىشود [ به ] ولد اكبر صلبى مؤمن رشيد ، از مال پدر به جامههاى بدن او و انگشتر و شمشير و قرآن او ؛ اگر ميّت به غير از حبوه ، چيزى باقى گذارده باشد . و بر ولد اكبر است ، هرچه فوت شده [ است ] پدر را از نماز و روزه كه به جا بياورد ؛ و اگر [ ولد ] اكبر ، دختر است ، حبوه ، مختصّ به اكبر از ذكور است .
فصل دوم : در [ بيان ] ميراث اخوه و اجداد است
از براى برادر ابوينى ، اگر تنها باشد ، تمام مال است ؛ و از براى دو برادر يا زياده نيز ، تمام مال است بالسويّه . و از براى خواهر ابوينى ، نصف تركه ، به تسميه و باقى ، به ردّ است ؛ و از براى دو خواهر ابوينى يا زيادتر ، دو ثلث ، به تسميه و باقى ، به ردّ است .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر جمع شدند برادران و خواهران ، مال ، ميان آنان است ؛ كه از براى مرد ، دو قسمت زن است .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : از براى يك نفر از طرف مادر - [ چه ] مرد باشد يا زن - ، سدس است ؛ و از براى زياده بر يكى ، ثلث است بالسويّه - اگرچه ذكور و اناث با هم باشند - ، و