تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
كنيز ، از حين مرافعه [ بنا ] به قولى ؛ « 1 » پس اگر مدّت مهلت گذشت و زوج طلاق داد ، [ طلاق از نوع ] رجعى مىشود ؛ و اگر رجوع كرد و وطى كرد ، لازم است بر او كفّاره . [ مسئلهء ] ( دوم ) : اعتراضى نيست
] 331 / A [
از براى مولى با كنيزش كه مولى عنها است ؛ اگر خواسته باشد ، مرافعه كند و مدّتى معيّن كند و مطالبه كند به رجوع بعد از مدّت . [ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر مولى بعد از مدّت امتناع نمود از رجوع و طلاق ، حبس مىكند حاكم او را و تنگ مىگيرد بر او تا يكى را اختيار نمايد ؛ و اگر مماطله كرد تا [ اين كه ] مدّت ايلاء تمام شد ، كفّاره ساقط است ؛ و حكم ايلاء ، باطل است . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر ساقط كرد زن حق مطالبهء خود را به رجوع يا طلاق ، ساقط نمىشود به جهت آن كه بعد از اسقاط هم حقّ دارد ؛ چون كه حقّ ، متجدّد است . ( و اگر در مدّت تربّص وطى كرد ، [ اداى ] كفّاره واجب مىشود ) . [ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر وطى كرد مولى عنها را سهوا يا جنونا ، يا مشتبه به زن ديگر شد ، ايلاء باطل مىشود و كفّاره ندارد . [ مسئلهء ] ( ششم ) : رجوع قادر بر وطى ، غيبوبت حشفه است در قبل ؛ و رجوع عاجز ، اظهار عزم بر وطى است ، اگر قادر شود ، و مهلت داده مىشود قادر ؛ اگر غذا خورده ، تا غذايش سبك شود ؛ و اگر نخورده ، بخورد و استراحت كند . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : قول مدعى بقاى مدّت ايلاء ، مقدّم است مثل قول مدعى تأخير ايلاء و تأخير مجامعت ؛ و نمىتواند زوجه بعد از تمام شدن مدّت مهلت مطالبه [ كند ] به رجوع قادر ، اگر حايض باشد يا مرض مانع باشد ؛ و منقطع مىشود استدامت او به [ واسطهء ] حصول عذر براى زن در مدّت مهلت ، نه اعذار مرد كه مدّت ديوانگى او هم حساب مىشود .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 291 - 295 .